گنجور

شمارهٔ ۱۰۴۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز هجر سوخته شد جان من سپند تو باد

دلم همیشه اسیر خم کمند تو باد

دریغ باشد جولان تو سنت بر خاک

سواد دیده بساط سم سمند تو باد

چو هندوان که به سوی درخت سجده برند

نماز من به سوی قامت بلند تو باد

جراحت تو که بیدرد ذوق من بشناخت

دوای سینه عشاق دردمند تو باد

اگر چه من به رخت همچو چشم بردوزم

هزار همچو منی سوخته سپند تو باد

دلم که خوان خلیلش به چشم درناید

طفیلی مگسان لب چو قند تو باد

گه از گهی سخن تلخ عیش خسرو را

گذشته بر لب شیرین نوش خند تو باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام