گنجور

شمارهٔ ۱۰۲۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود

که آرزوی عزیزان به رنگ و بو نرود

کسی که یاد لبت هر دمش گلوگیر است

نه می که چشمه حیوانش در گلو نرود

خطی کشیده به افسون به گرد روی تو حسن

که هر دلی که درو شد به هیچ سو نرود

به زیر پای توام آرزوست خاک شدن

اگر چه خاک شوم، نیزم آرزو نرود

لطافتی نه چنین دارد آب دیده من

وگرنه سرو من اندر کنار جو نرود

ز سینه جان به همه حال چون بخواهد رفت

دریغ باشد، اگر زیر پای او نرود

ازان پری نبرم جان خسروا، ز لبم

دعای دولت شاه فرشته خو نرود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام