گنجور

شمارهٔ ۱۰۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای از مژه تو رخنه در جانها

وی درد تو کیمیای درمانها

بادی که ز کوی تو همی آید

می جنبد و می برد ز ما جانها

تو جیب گشاده در خرامیدن

دست همه خلق در گریبانها

آن زیستنی که داشتی با من

میرم اگر آیدم به دل زانها

جز مهرگیا ز خاک برناید

جایی که زنم ز دیده بارانها

در بادیه فراق جان دادم

چون تشنه که مرد در بیابانها

خون ریز ز خسرو، ار میی ندهی

این کن، اگر نمی کنی آنها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام