گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دو چشمت که تیر بلا می زند

چنان تیر بهر چرا می زند؟

کمان جانب دیگری می کشد

ولی تیر بر جان ما می زند

زهی دیده کز شوخی و چابکی

کجا می نماید، کجا می زند؟

دو زلف تو از پشتی روی او

شب تیره را در قفا می زند

به هنگام رفتار بالای تو

تگ کبک را زاغ پا می زند

چو بوی ترا در چمن می برد

نسیم بهار از صبا می زند

نوا می زند بلبل از راه عشق

ولی راه این بینوا می زند

مریز آب خسرو همین غم بس است

که آتش درین مبتلا می زند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام