گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟

عزیزان قومند و قومی عزیزند

به لعل چو آتش جهانی بسوزند

به تیغ مژه خلق را خون بریزند

کمان ابروانند با تیر غمزه

به خون ریختن همچو شمشیر تیزند

بجز دور چشمانش خود کس ندیده ست

که مستان به هشیار مردم ستیزند

به چشم آهوانند و مردم به صورت

از آن همچو آهو ز مردم گریزند

نشستن بدیشان کجا می توانند؟

کسان کز سر دین و دنیا نخیزند

نیابند یک ذره بی مهر ایشان

اگر خاک خسرو پس از مرگ بیزند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام