گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر دلبری چون تو جایی برآید

به هر جا که شنید بلایی برآید

قد تست چون در گلستان در آیی

اگر سروی اندر قبایی برآید

برآید به هر جا گل، اما چو رویت

به نزدیک ما دور جایی برآید

به کوی تو هر سال از خون خلقی

زهر سبزه مردم گیایی بر آید

رسد ناله من ز پیشت به جایی

که از هفت گنبد صدایی برآید

عنایت کن اندر حق بنده خسرو

مگر از تو کار گدایی برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام