گنجور

گزیدهٔ غزل ۸۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

چه نقش بندی از اندیشه‌ای که بی عشق است

چه روی بینی از آیینه یی که در زنگ است

هزار پاره کنم جان مگر که در گنجد

که چشم خوبان هم‌چون دهانشان تنگ ست

شگوفه غالیه بو گشت و باغ گل‌رنگ است

هوای بادهٔ صافی و نغمهٔ چنگ است

مکن ز سنگ‌دلی جور بر من مسکین

که آخر این دل مسکین دل است نی سنگ است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام