گنجور

گزیدهٔ غزل ۷۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

نسیما آن گل شبگیر چون است؟

چسانش بینم و تدبیر چون است؟

دل من ماند در زلفش که داند

که آن دیوانه از زنجیر چونست؟

نگویی این چنین بهر دل من

که آن بالای هم‌چون تیر چون است؟

ز لب آید همی بوی شرابش

دهانش داد بوی شیر چون است؟

من ازوی نیم کشت غمزه گشتم

هنوزم تا به سر تدبیر چون است؟

اگر چشمش به کشتن کرد تقصیر

لبش در عذر آن تقصیر چون است؟

نپرسد هرگز آن مست جوانی

که حال توبهٔ آن پیر چونست؟

ز زلفش سوخت جان مردم آری

بگو آن دام مردم گیر چون است؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام