گنجور

گزیدهٔ غزل ۶۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

هست سر بردوش من باری و باری می کشم

تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت

رای آن دادم که خونم را بریزند اهل حسن

شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت

بارها گفتم که ندهم دل به خوبان لیک دل

گشت از جان بنده و مولای خوبان عاقبت

با چنان خونین لبی کاید همی زو بوی شیر

خون من می‌خور حلالست آن چو شیر مادرت

چشم من دور ار بگویم مردم چشم منی

زانکه هرساعت همی بینم برآب دیگرت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام