گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۹۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ای فراق تو یار دیرینه

غم تو غمگسار دیرینه

درد تو میهمان هر روزه

داغ تو یادگار دیرینه

غرق خونم که میخلد هر دم

در دلم خار خار دیرینه

ای دریغا که خاک خواهم شد

با دل بر غبار دیرینه

ای صبا زینهار یادش ده

گه گه از دوستدار دیرینه

گاهگاهی خرامشی نکنی

برسر خاک یار دیرینه

چند گاهی مرا زدل شده بود

زاری و کار و بار دیرینه

وه که بازآمدی و خسرو را

بردی از دل قرار دیرینه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام