گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۷۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

آن کیست که می آید صد لشکر دل با او

درویش جمالش ما سلطان دل ما او

بی صبح شبی خواهم کورا غم خود گویم

من گویم و او خندد تنها من و تنها او

مستم زخیال او من با وی و وی بی من

یارب چه خیالست این اینجا من و آنجا او

مهتاب چه خوش بودی گر بودی و من تنها

لب برلب و رو به ررو و او با من و من با او

گویند مرا آخ‌ر دیوانگیت خوشد

دیوانه چرا نبودم ماه من و شیدا او

من خسروا و شیرین بنگر که چه شکلست این

دیباچه دلها من آیینهٔ جانها او

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فائزه نوشته:

درست این ابیات چنین است:

مهتاب چه خوش بودی گر بودی و من تنها
لب برلب و رو به رو او با من و من با او
گویند مرا آخر دیوانگیت خو شد
دیوانه چرا نبودم ماه من و شیدا او
من خسرو و او شیرین بنگر که چه شکلست این
دیباچه‌ی دلها من آیینه‌ی جانها او

کانال رسمی گنجور در تلگرام