گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها

کجا خسبد کسی کش می‌خلد در سینه عقربها؟

گهی غم می‌خورم گه خون و می‌سوزم به صد زاری

چو پرهیزی ندارم جان نخواهم برد ازین تبها

چه بودی گر دران کافر جوی بودی مسلمانی

چنین کز یاربم می‌خیزد از هر خانه یا ربها

دعای دوستی از خون نویسند اهل درد و من

به خون دیده دشنامی که بشنیدم از آن لبها

ز خون دل وضو سازم چو آرم سجده سوی او

بود عشاق را آری بسی زین‌گونه مذهبها

بناله آن نوای باربد برمی‌کشد خسرو

که جانها پای‌کوبان می‌جهد بیرون ز قالبها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام