گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۰۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ببستی چشم من ز افسون زبان هم

دلم بردی نه تنها بلکه جان هم

خرابم می‌کنی از رخ ز لب نیز

ازینم میکشی جانا از آن هم

ز تیر تست ما را دعوی خون

گواهی میدهد دل آن کمان هم

ز بیداد تو خورسندم همه عمر

اگر خون ریزیم راضی بدان هم

برو ای باد بوسی زن بران پای

اگرچیزی نگوید بر دهان هم

بده ساقی که من مست و خرانم

بیاله خورده‌ام رطل گران هم

غمی دارم که باد از دوستان دور

به حق دوستی کز دشمنان هم

اگر افتد قبول این جان خسرو

به بوسی می‌فروشم رایگان هم !

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام