گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۹۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

سرو منی و ازدل بستان خودت خوانم

درد منی و از جان درمان خودت خوانم

اول بدو صد زاری جان پیش‌کشت کردم

وانگاه به صد عزت مهمان خودت خوانم

هر چند که جان من دید از تو جفایی چند

با این همه درد دل جانان خودت خوانم

هر لحظه مرا با دل جنگیست درین معنی

کو زان خودت گوید من زان خودت خوانم

از بس که نمی‌ارزم نزد تو به کشتن هم

قربان شوم ار گویی قربان خودت خوانم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام