گزیدهٔ غزل ۴۴۹
پگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست
که نالههای تو در سینه کار میکندم
دوش گفتی که وفای بکنم ترسم از آنک
ناگهان در دلت آیت که کنم یا نکنم ؟
پگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست
که نالههای تو در سینه کار میکندم
دوش گفتی که وفای بکنم ترسم از آنک
ناگهان در دلت آیت که کنم یا نکنم ؟
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.