گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۳۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

رسید دوش ندایی از ین بلند رواق

کو ای مقیم زوایای شهر بند فراق

درین حضیض چرا گشته‌ای چنین محبوس

گذر چو طایر قدسی زاوج این نه طاق

منافقند و ریایی جمیع اهل بشر

بیا به صحبت یاران بی‌ریا و نفاق

ترا به روز ازل با جیب عهدی بود

چه آمدت که فراموش کرده‌ای میثاق

مرو به قول مخالف بهر زه راه حجاز

و گرنه راه نیابی به پردهٔ عشاق

کسی که مسکن اصلیش عالم علوی است

چه می‌کند به خراسان چه میرود به عراق

زخویش بگذر و بازای سوی ما خسرو

که نیست خوشتر ازینجای در همه آفاق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد مهدی مفیدی نوشته:

موارد ذیل به نظر باید اصلاح شود
مصراع ۲:کو ای=> که ای
مصراع ۳:درین => در این
مصراع ۴:زاوج=> ز اوج
مصراع ۷:جیب => حبیب
مصراع ۹:بهر زه=>به هرزه
مصراع ۱۴:ازینجای => از این جای

رجوع به http://www.wikidorj.com/020T.ashx

کانال رسمی گنجور در تلگرام