گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۳۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

دی می‌گذشت و سوی او دلها روان ازهر طرف

صد عاشق گم کرده دل سویش دوان از هر طرف

گلگون نازش زیر زین غمزه بلایی در کمین

می‌مرد از ان پیکان کین پیر و جوان از هر طرف

زنجیر دلها موی او دلال سرها خوی او

در چار سوی روی او بازار جان از هر طرف

در کنج غم افتاده من بریاد سرو خویشتن

زانم چه کاید درچمن سرو روان از هر طرف

زین پس که از خوی بدت آهنگ بیرون باشدت

سرم که چون خسرو بسی گیرد عنان از هر طرف

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام