گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۱۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

نام سرچشمهٔ حیوان چه بری با دهنش

سخن قند مگو با لب شکر شکنش

گر زند با دهنش بسته ز بی‌مغزی لاف

هر که بیند شکند بالب و دندان دهنش

ای صبا گوی زمن غنچهٔ تر دامن را

چیست آن غنچه که پنهان شده در پیرهنش

دوش جستم ز دهانش خبر آب حیات

گفت باید طلبید ازلب شیرین منش

گر شور در غم تو چهرهٔ عاشق گاهی

باز گلگون کند از خون دل خویشتنش

زلف کج طبع تو هندوی بلا انگیز است

چشم سر مست تو ترکیست که یغماست فنش

روز و شب وصف رخ خوب تو گوید خسرو

تا چه طوطی است که ازآینه باشد سخنش!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

گودرزی-رضا نوشته:

مصرع نخست در بیت دوم بایستی به این ترتیب اصلاح شود: گر زند با دهنش پسته ز بی‌مغزی لاف.
(اگر پسته از بی خردی با دهان معشوق لاف برابری بزند…)

کانال رسمی گنجور در تلگرام