گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۱۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

آنکه از جان دو ستر میدارمش

گر مرا بگذاشت من نگذارمش

آنکه در خون دل من تشنه است

من دو چشم خویش می پندارمش

گر چه هست او یار من من یار او

من کجا یارم که گویم یارمش

هیچ رحمی نیست بر بیمار خوش

آن طبیبی را که من بیمار مش

با دل خود گفتم او را چیستی ؟

گفت خسرو او گل و من خارمش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام