گنجور

گزیدهٔ غزل ۳۴۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

بازآن سوار مست به نخجیر می‌رود

دستم ز کار و کار ز تدبیر می رود

من بیهشم که می‌دهد از سرو من نشان

این باد مشک بو که به شبگیر می‌رود

هر ساعتی که می گذرد قامتش به دل

گویا که در درونهٔ من تیر می‌رود

دیوانه شد دلم ره زلف تو برگرفت

مسکین به پای خویش به زنجیر می‌رود

عشقست نه سرسریست که با عشق آدمی

یا جان برآید آنگه و یا شیر میرود

گشتم در آب دیده چنان غرق کاین زمان

کاین باد پای عمر به شتاب میرود

ما را زطاق ابروی جانان گزیر نیست

زاهد اگر به گوشهٔ محراب می‌رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام