گنجور

گزیدهٔ غزل ۳۰۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

جوان و پیر که در بند مال و فرزندند

نه عاقلند که طفلان ناخردمندند

بخانه‌ای که ره جان نمی‌توان بستن

چه ابلهند کسانی که دل همی بندند

به سبزه زار فلک طرفه باغبانانند

که هر نهال که شاندند باز برکندند

جمال صحبت هم صحبتان غنیمت دان

که می‌روند نه ز انسانکه باز پیوندند

بسا ز توشه ز بهر مسافران وجود

که میهمان عزیزند وروز کی چندند

ترا به از عمل خیر نیست فرزندی

که دشمنند ترا زادگان نه فرزندند

مجوی دینی اگر اهل معینی خسرو

که از همای به مردار میل نپسندند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام