گنجور

گزیدهٔ غزل ۳۰۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

لب از تو وز شکر پیمانه‌ای چند

رخ از تو ز خفتن بتخانه‌ای چند

درازی هست در موی تو چندان

که می‌باید به هر مو شانه‌ای چند

بیازارد گرت زان شانه مویی

به پیشت بشکنم دندانه‌ای چند

سر آنروی آتش‌ناک گردم

بباید شمع را پروانه‌ای چند

به زلف و عارضت دل‌های سوزان

شب است و آتش دیوانه‌ای چند

مخسب امشب که ازبی‌خوابی خویش

بگویم پیش تو افسانه‌ای چند

زچشم دانه دانه می‌چکد آب

چو مرغان قانعم با دانه‌ای چند

خوشم در عشق تو بی عقل و بی جان

نگنجد در میان بیگانه‌ای چند

برا گرد دلم کز جستجو یت

مرا هم گشته شد ویرانه‌ای چند

براتم کن زلب بوسی و بنویس

هم از خون دلم پروانه‌ای چند

و گر نیشی زند از غمزهٔ مست

ز خسرو بشنود افسانه‌ای چند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام