گنجور

گزیدهٔ غزل ۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

بشگفت گل در بوستان آن غنچهٔ خندان کجا؟

شد وقت عیش دوستان آن لاله و ریحان کجا؟

هر بار کو در خنده شد چون من هزارش بنده شد

صد مرده زان لب زنده شد درد مرا درمان کجا؟

گویند ترک غم بگو تدبیر سامانی بجو

درمانده را تدبیر کو دیوانه را سامان کجا؟

از بخت روزی باطرب خضر آب خورد و شست لب

جویان سکندر در طلب تا چشمهٔ حیوان کجا؟

می‌گفت با من هر زمان گر جان دهی با من امان

من می برم فرمان بجان آن یار بی فرمان کجا؟

گفتم : تویی اندر تنم ما هست جان روشنم

گفتی که : آری آن منم اگر آن تویی پس جان کجا؟

گفتی صبوری پیش کن مسکینی از حد بیش کن

زینم از آن خویش کن من کردم این و آن کجا؟

پیدا گرت بعد از مهی درکوی ما باشد رهی

از نوک مژگان گه گهی آن پرسش پنهان کجا؟

زین پیش با تو هر زمان می‌بودمی از هم‌دمان

خسرو نه هست آخر همان ؟ آن عهد و آن پیمان کجا؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام