گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۸۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

کسی که دل زخم زلف او برون آرد

کبوتری است که از چنگ با ز بستاند

اگر نسیم صبا زلف او برافشاند

هزار جان مقید ز بند برهاند

منش ببینم از دور رخ نهم برخاک

مرا ببیند و از دور رخ بگرداند

چه اوفتاد که آن سرو راستین برخاست

خبر برید به دهقان که سرو بنشاند

سرشک دیدهٔ خسرو چنین که می‌بینم

اگر به کوه رسد کوه را بغلتاند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام