گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۸۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ز اهل عقل نپسندد خردمند

که دارد رفتنی را پای دردمند

لباس زندگی برخود مکن تنگ

که چون شد پار نتوان کرد پیوند

بصورت خوش مشو از روی معنی

نی خامه نکوتر از نی قند

نصیحت گوهری دان کان نزیبد

مگر در گوش دانا و خردمند

مخور غم بهر فرزندی و مالی

که مالت دیده بس است و صبر فرزند

به رعنایی منه بر خاکیان پای

که ایشان هم‌چو تو بودند یک چند

شنو ای‌دوست پند اما چو خسرو

مشو کو گوید و خود نشنود پند

مرا با تو افتادست پیوند

نه در گوشم نصیحت رفت و نه پند

دل من می‌جهد هر لحظه از جای

به دیدارت چنانم آرزومند

ندارم صبر اگر باور نداری

بگیر اینک بیا دستم به سوگند

دلم خونست از شوق وصالت

چو مادر در فراق کشته فرزند

هزاران چشمه از چشمم روان است

که سنگین‌تر غمی دارم ز الوند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام