گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۸۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ای زلف تو دام دل دانا و خردمند

دشوار جهد دل که در افتاد درین بند

بودیم خردمند که زد عشق تو برما

دیوانگی آورد و نماندیم خردمند

ای باد بجنبان سر آن زلف و ببخشای

برحال پریشان پریشان شده‌ای چند

اصحاب هوس چاشنی عشق چه دانند؟

لذت ندهد تشنهٔ می را شکر و قند

عیبم مکن ای خواجه که در عالم معنی

جهل است خردمندی‌و دیوانه خردمند

تا جان بود از مهر رخش بر نکنم دل

گر میر نهد بندم و گر پیر دهد پند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام