گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۶۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

شمشیر کین باز آن صنم برقصه دلها می کشد

جان هم کشد یار غمش دل خود نه تنها می‌کشد

خطی که از دود دلم برگرد آن لب سبز شد

ما را از آن سبزی همه خاطر به صحرا می‌کشد

مایل به سرو قد او باشد دل خسته مرا

عاشق که صاحب همت است میلش به بالا می‌کشد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام