گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

مهر بگشای لعل میگون را

مست کن عاشقان محزون را

رخ نمودی و جان من بر دی

اثر این بود فال میمون را

دل من کشته شد بقای تو باد

چه توان کرد حکم بی‌چون را

از درونم نمی‌روی بیرون

در گرفتی درون و بیرون را

نام لیلی براید اندر نقش

گر بریزند خون مجنون را

گفت خسرو نگیردت ما ناک

خاصیت سلب گشت افسون را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام