گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

برو ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را

مرا بگذار تا می بینم آن سرو خرامان را

به این مقدار هم رنجی برای خاطر نمی‌خواهم

که از خونم پشیمانی بود آن ناپشیمان را

مپرس ای دل که چون می‌باشد آخر جان غمناکت

که من دیریست کز یادت فراموش کرده‌ام جان را

ورت بدنامی است از من به یک غمزه بکش زارم

چرا برخویش مشکل می کنی این کار آسان را؟

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام