گنجور

گزیدهٔ غزل ۲۰۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

بت نو رسیدهٔ من هوس شکار دارد

دل صید کرده هر سو نه یکی هزار دارد

دل من ببرد زلفش جگرم بحتست چشمش

تو مباش غافل ای جان که هنوز کار دارد

نتوانمش ببینم که رقیب ناموافق

چه خوشست گل ولیکن چه کنم که خار دارد

برو ای صبا و خالی که ترا ز هجر دیدن

برسانش ار چه دانم که کم استوار دارد

بخدا که سینهٔ من بشکاف و جان به رو کن

که درون خانهٔ تو دگری چه کار دارد ؟

برسی ای سوار و بنواز به لطیف خاکی را

که ز تندی سمندت دل پر خار دارد

چو اسیر تست خسرو نظری به مردمی کن

که زتاب زلف مست دل بی‌قرار دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام