گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۸۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

دل بازبهوش آمد جانان که می‌آید؟

بیمار به هوش آمد درمان که می آید ؟

ای دل تو نمی‌گفتی که اینک ز پی مردن

اسباب مهیا کن آن جان که می آید ؟

خود نامهٔ خویش آورد از بهر قصاص آمد

سرخاک ره قاصد فرمان که می آید ؟

گفتم که بسوزم جان برآتش روی تو

گفتا که چرا غم را پروانه نمی‌یابد

گفتم که شوم محرم در مجلس خاص تو

گفتا که حریف ما دیوانه نمی‌باید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام