گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۶۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

برگ ریز آمد و برگ گل و گلزار برفت

سرخ روئی ز رخ لاله و گلنار برفت

سرو بشکست و سمن زرد شد و نرگس خفت

گو برو این همه چون از بر من یار برفت

نزد من ، باد خزان، دوش ، غبار آلوده

آمد و گفت که سر و تو ز گلزار برفت

خواستم تا روم اندر طلب رفتهٔ خویش

یادم آمد رخ او ،پای من از کار برفت

خون دل گر چه که بسیار برفت اندک ماند

صبر هر چند که بود اندک و بسیار برفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام