گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۶۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت

شبی نرفت که برجان ما بلا نگذشت

مرا ز عارض او دیر شد گلی نشگفت

چو گلبنی که بر او هیچ‌گه صبا نگذشت

گذشت در دل من صد هزار تیر جفا

که هیچ در دل آن یار بی‌وفا نگذشت

مسیح من چو مرا دم نداد جان دادم

ولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت

کبوتری نبرد سوی دوست نامهٔ من

کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت

چه سود ملک سلیمانت خسروا به سخن

که هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام