گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۴۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

عمر به پایان رسید در هوس روی دوست

برگ صبوری کراست؟ بی رخ نیکوی دوست؟

گر همه عالم شوند منکر ما گو شوید

دور نخواهیم شد ما ز سرکوی دوست ؟

قبله اسلامیان کعبه بود در جهان

قبلهٔ عشاق نیست جز خم ابروی دوست

ای نفس صبح‌دم گر نهی آنجا قدم

خسته دلم رابجو در شکن موی دوست

جان بفشانم زشوق در ره باد صبا

گربرساند بما صبح دمی بوی دوست

روز قیامت که خلق روی به هر سو کنند

خسرو مسکین نکرد میل به جز سوی دوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام