گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۱۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ای دل غمین مباش که جانان رسیدنی است

در کام تشنه چشمهٔ حیوان رسیدنی است

ای دردمند هجر مینداز دل ز درد

کاینک طبیب آمده درمان رسیدنی است

ای گلستان عمر زسربرگ تازه کن

کان مرغ آشیان به گلستان رسیدنی است

پروانه وار پیش روم بهر سوختن

کان شمع دیده در شب هجران رسیدنی است

در ره بساط لعل زخون جگر کشم

کان نازنین چو سرو خرامان رسیدنی است

جانی که از فراق رها کردخانه را

یاد آورید که آرزوی جان رسیدنی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

بسیار روان است اشیان که به لانه پرنده و لانه هواپیماست بن مایه لغت عش عربی به همین معنیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام