گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۱۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

چشمم ار بی‌تو جهان بیند بگیرش عیب ازانک

خیرهٔ بی‌دیدهٔ آلودهٔ تر دامنی است

ساقیا گر می خورم بی تو نگویی کان می است

مردنم را شربتی و آتشم را روغنی است

اندران مجلس که خود را زنده سوزند اهل عشق

ای بسا مرد خدا کو کمتر از هندو زنی است

عندلیبان را غذای روح باشد بوی گل

مرغ دشت است آنکه عاشق برجو و بر ارزنی است

هر شبی خسرو که گوید سینهٔ در کویت بدرد

زیر دیوار تو سلطان پاسبان چوبک زنی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

باز مثل غزلهای پیشتر چشم تر دامن امده که گناهی به او بر بسته شده اما حاصل این تر دامنی اشک است

کانال رسمی گنجور در تلگرام