گنجور

بخش ۲ - پایان سرودن مثنوی‌های خمسه

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » هشت بهشت
 

شکر حق را که از خزاین غیب

ریخت چندان جواهرم در جیب

که ازان نقد قیمتی به سه سال

کردم این پنج گنج مالامال

یک یک این پنج نامه تا پایان

عرضه کردم به چشم دانایان

هر کسی را چنانکه روی نمود

در بد و نیک گفت و گوی نمود

زینهمه ناقدان نکته‌شناس

هر کسی، زد دمی به وهم و قیاس

لیک، آن کاندرین خزاین پر

مهره قلب دور کرد ز در

به سکه در علم راست تدبیر است

راستی هم شهاب و هم تیر است

راستی ساکن اندرو به صواب

چون الف راست در میان شهاب

او شهاب و دل و تنش ز اخیار

نیرین مشارق الانوار

من بدو عرضه کرده نامه خویش

او با صلاح رانده خامه خویش

دیده هر بیت را رقم به رقم

رنج بر خود نهاد و منت هم

شمع من یافته ضیاء از وی

مس گشته کیمیا از وی!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام