گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

shnya نوشته:

اگر مردم ازدرخت انگور برایم تابوت بسازید
اگر مردم با اب انگور مرا بشویید

shnya نوشته:

گر مردم از درخت انگور برایم دابوت بسازید
اگر مردم مرابا اب انگور بشویید

سهیل قاسمی نوشته:

آداب ِ غسل ِ میّت و کفن و دفنش را وصیت می کند.
تلقین گفتن: آنچه پس از دفن کردن مرده از مسائل دینی در سر گور او گویند.

می گوید وقتی مردم، جنازه ام را (بجای آب) با باده بشویید.
و در گوش ِ جنازه ی من و بر سر ِ‌ گور ِ من می خواهید «تلقین» بگویید، موضوع ِ آن در باره ی «شراب ِ ناب» باشد.

در روز حشر هم اگر خواستید من را پیدا کنید حوالی میکده دنبالم بگردید!

سیاووش نوشته:

این شعر در آلبوم سرمستی باهمراهی آقایان قمصری و پورناظری و دُرصاف حَمدانی به اجرا درآمده است

سیاووش نوشته:

فراموش کردم که قید کنم، خواننده ی اصلی آلبوم (گِردایه) سرمستی آقای علیرضا قربانی هستند.

شاعری خسته نوشته:

*علی اصغر وفادار استهبانی؛

نگذارید که بی باده بمانم گاهی
نگذارید که از سینه برآرم آهی
تا که جان دارم و از سینه برآید نفسم
نگذارید که بی باده سرآید نفسم
همه جا هر شب و هر روز شرابم بدهید
آخرین لحظه ی عمرم می نابم بدهید
عاقبت مست و خرابم ز می ناب کنید
راحت آن موقع مرا تا به ابد خواب کنید
بگذارید مرا داخل یک تابوتی
تخته هایش همه از خوب رز یاقوتی
هر که پرسید که مرده است جوابش بکنید
از می خالص انگور خرابش بکنید
مزد غسال مرا سیر شرابی بدهید
مست مست از همه جا حال خرابی بدهید
بعد غسلم وسط سینه ی من چاک کنید
اندرون دل من یک قلم تاک کنید
به نمازم مگذارید بیاید واعظ*
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالین سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

*شاهکار بینش پژوه:

روز مرگم همه را مست کنید از می ناب
باده نوشید فراوان همگی مست و خراب
بهر آمرزش من ، میکده خیرات کنید
بهر آرامش من غسل دهیدم به شراب

شب ختمم نه کسان جامه خود را بدرند
نه نماز و روزه ی قضا ز ملا بخرند
واعظ و قاری و مداح ورودش ممنوع
مرده شور ِهمه مرده خوران را ببرند

جمله سیمین بدنان رقص کنان ناز کنند
حیف زیبایی‌شان است لچک باز کنند
همه اموال مرا میکده‌ای باز کنند
آنقدر مست نمایند که پرواز کنند

باورم نیست به رکعت که سراسر عدد است
سر ِ خود را و خدا ،جنس ِکلاه از نمد است
پارسی نزد خداوند نمازم خوانید
که خداوندِ جهان، جمله زبانها بلد است

این بهشتی که بگویند مرا مفت گران
که زموسیقی و از می خبری نیست در آن
شاهکارا تو به میخانه بمان زانکه بهشت
هم کشیده ست به گند از ِقبَل آقایان.

*شعری که به حافظ نسبت میدهند ولی مطمئن نیستم و از طرفی منبع اصلی و شاعر شعر را نیز نیافتم(آلبوم آیین مستان خلیل عالی نژاد):

من از آنکه گردم به مستی هلاک
به آیین مستان بریدم به خاک
به آب خرابات غسلم دهید
پس آنگاه بر دوش مستم نهید
به تابوتی از چوب تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
مریزید بر گور من جز شراب
میارید در ماتمم جز رباب
مبادا عزیزان که در مرگ من
بنالد به جز مطرب و چنگ زن
تو خود حافظا سر ز مستی متاب
که سلطان نخواهد خراج از خراب

کانال رسمی گنجور در تلگرام