گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

اردشیر نوشته:

با سلام
بنده به یاد چکامه زیبا عقاب و کلاغ شادروان خانلری افتادم درست است انسان حاضر است عمر کمتر داشته باشد ولی ان یک دم عمر را به خوشی بگذراند بیک اگر قرار است عمر ادمی به سختی و

اردشیر نوشته:

با سلام
یاد چکامه عقاب و کلاغ شادروان خانلری افتادم انسان خرسند است اگر خوشیهای او زیاد و اسایش او فراوان باشد , از نگاه ادمی زندگی کوتاه همراه با کامیابی و خوشی به گذراندن عمری دراز بیک توام با زجر و سختی برتری دارد و برخی از انسانها به مانند عقاب حاضرند طول عمری کوتاه بیک با خوشی ,غرور و افتخار را پشت سر گذارد و نه مانند کلاغ عمری را در میان چرک و الودگی به پایان برند .
جستار بالا از نگاه انسانهایی بود که دوست دارند عقاب باشند و به ان شکل کامرانند
گروهی از مردم دوست دارند به مانند کلاغ باشند و در گل ولای زندگی خود را می گذرانند و شاید از گروه اول خوشتر به عبارت دیگر بستگی به نهاد و سرشت و روزگاری که انسان در ان زیسته است دارد که چگونه خوش باشد
و اگر خوش بودن افراد اسیبی برای کسی نداشته باشد و سود و زیان ان تنها برای همان شخص باشد دخالت در امور شخصی و فکری انسانها روا نیست و منظور خیام از انکه عیبش مکنید یعنی دخالت در زندگیم نکنید .
از نگاه دیگر خوشی برخی ممکن است در دید دیگران تلخی به چشم اید بیک برای ان افراد شیرین و گوارا است و اگر چشم خرد داشته باشیم تلخیهای اشکاری برما هویدا می شود که بهتر است به انها پرداخته شود .

امین کیخا نوشته:

اردشیر جان یک نکته به بشگونی برایت می نویسم دخالت و خجالت در عربی یافت نمی شوند و ایرانیها از روی بافتار عربی ساخته اند

اردشیر نوشته:

با تشکر استاد خواهش میکنم در خصوص این دو واژه به بنده بیشتر توضیح دهید خوشتر می شوم بیشتر سواد اموزی کنم در ضمن منظور از عربی را نفهمیدم اگر ممکن است شفاف نمایید

امین کیخا نوشته:

اردشیر جانم منظورم این است که در عربی بجای خجالت مثلا می گویند خجله واصلا این خجالت هستی خارجی ندارد و ایرانیها درستش کردند و دخالت نیز در مورد نزاکت هم همین گونه است یعنی از نازکی لغت نزاکت آمده است و در عربی اصلا وجود ندارد . درود به اردشیر بزرگوار

اردشیر نوشته:

با سپاس فراوان استاد مناسبتر است به جای خجالت و دخالت در فارسی میانه ( پهلوی ) از
چه واژه ای استفاده شود اگر ممکن است راهنمایی نمایند

اردشیر نوشته:

راستی استاد بشگونی از چه ریشه ای امده است اکر شوند ناراحتی خاطر نمی شود پرسشهای مرا پاسخ دهید با عرض شرمنگی
شاگرد شما اردشیر

امین کیخا نوشته:

اردشیر بزرگوار تو سرور ما هستی . بشگون از به بعلاوه شگون است و معنی مبارک می دهد چنانچه بروز یعنی روزآمد و امروزی . اما ساختار (به) بعلاوه فعل از این شناخته تر است مثلا برو یعنی ماشینی که تند می رود که یک به بعلاوه فعل فرمانی ( امر) رفتن است .

امین کیخا نوشته:

اردشیر جانم من سره نویس نیستم اما دو پیشنهاد در نوشتن دارم یکی اینکه باید واژه های فارسی را که دیگران نمی دانند با یاری وازه های شناخته شده تر به دیگران بشناسانیم مثلا ( برای بیمار دو روز استراحت و بهسودگی در خانه تجویز می کنم ! به این ترتیب خواننده می فهمد که بهسودن یعنی به بهترین وجه آسودن وا ستراحت کردن ! و دوم اینکه از گویش های بومی و محلی مان در فارسی بهره ببریم یعنی واژگانی که در بوم ایران کاربرد دارد باید به فارسی بازپیوند شوند ! حرف سومی هم دارم و آن نگاهی انداختن به دری افغانستان و نیز تاجیکی است ! شد سه تا !

امین کیخا نوشته:

خوب برای دو لغتی که پرسش کردید از میان لغت میانجی گری یعنی وساطت خوب و نیز دستیازی یعنی دخالت بد و تجاوز و از کران لغت کرانجی یعنی کسی که بر خلاف میانجی کرانه می ایستد و دخالت نمی کند را داریم و کرانجیگری یعنی عدم دخالت ! خجالت که شرمساری را داریم ولی به کردی این فعل در عراق کاربرد دارد برای محکوم کردن می گویند شرمسار کردن !

امین کیخا نوشته:

میانجی / کرانجی
میانجیگری /کرانجیگری

اردشیر نوشته:

استاد از رهنمونی شما سپاسگزارم بنده هرچه در توان دارم برای بالندگی زبان پارسی بکار خواهم بست خوشتر ان روزی است که مردم ایران در جهت این امر گام بردارند

امین کیخا نوشته:

سپاس از رگداری و غیرتت

حسین نوشته:

می خوردن یعنی عاشق شدن یک کلام یعنی پیروی نکردن از عقل و دیوانه معشوق شدن.حالا یکی بگه جناب خیام با این همه شعور و فهم که از دانشمندان بزرگ ریاضیات و نجوم هم بوده ممکنه مثل یه لات بی سر پا بد مستی بکنه و دائم الخمر بوده باشه؟
عمر خیام در پی آزادی از مذهب غلط بود

کریم نوشته:

بامجموعه شناختی که ازحکیم دراشعارش ،دارم،بعیدمیدانم که این دوبیتی فرموده خیام باشد.چه ازحیث محتا وچه غافیه!

علیا نوشته:

حسین که قافیه رو با غ نوشته من نمیدونم از کجا ایقد مطمین حرف میزه
شماها واقعا حالا فارسی حرف زدین و کلمات بیگانه رو از زبونتون جدا کردین آخرش چی
مردی دیگه واس کی مهمه این اراجیفتون
مهم نیس ثبت شه نظرم ولی خداوکیلی حالا تو بگی بهسودن که چی همو استراحت سگش شرف داره به این کلمه
بخودت بیا ببین همه زندگیتون درست شده که چسبیدی به درست کردن زبانت
واقعا بدا بحال جوزده هایی چون شما
آدم سگ بگیره جو نگیره
بترس از خدا ریشه زبان فارسی هندواروپاییه
اصلا تبادل کلمه تو زبانها مختلف معمول و رایجه و همیشه ادامه داره
مثلا مسجد که از جای سجده کردن گرفته شده مزجد بوده و تو انگلیسی شده ماسک و تو عربی ازش بقیه هم خانواده هاش مثل سجاد و سجود و ساجد و… گرفته شده و امثال این کلمه
حالا بیایم بگیم ای وای ما چقد بلدیم کلممون رفته تو یه زبون دیگه
حیف نانی که بر آن جبین داغی خیس شد

کانال رسمی گنجور در تلگرام