گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

جمال الدین منبری » تک آهنگ های جمال الدین منبری » سوئیت خیام (قسمت اول)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

اردشیر نوشته:

علم با اینهمه پیشرفت تا کنون موفق به اگاهی و دانستن در خصوص راز افرینش نشده است بشر امروزی علی رغم دسترسی به قدیمی ترین مقاله ها و نوشته ها و نیز ترجمه خطوط باستانی نتوانسته به کنه موضوع پی ببرد به عبارت دیگر اندیشمندان و بزرگترین دانشمندان و گروههای مطالعاتی بر اساس جمع اوری مدارک و شواهد و با تکیه بر یافته های خویش تنها سعی بر ارایه فرضیه های خویش داشته و سعی بر بالا بردن اعتبار فرضیه خویش داشته اند به تفسیر دیگر هر کسی از ظن خود شد یار من و ادامه دهندگان راه هر یک از این فرضیه ها بر اساس نوع نگرش و منافع خویش سعی کرده اند به روشی فرض مورد قبول خویش را به جهانیان تلقین نمایند تا از راه ارتزاق نمایند .
در ان میان تعداد فراوانی از افراد , بر اساس سود و منفعت خویش مواردی را به عنوان اسرار افرینش به خورد انسانها می دهند و پر واضح است که به شوند نادانی و بی سوادی و عدم وجود دانش ناشی از مطالعه در نزد اکتر افراد جامعه , این گروه موفق به برپایی بازاری بس پر رونق در بین طرفداران عامی خویش شده اند و از این راه به سوداگری پرداخته اند و سود هنگفتی نیز به دست اورده اند تنها راه جلوگیری از این روش بی شرمانه افزایش سطح اگاهی انسانهاست به طور نمونه می توان از بازار پر رونق رمالها و فالگیرها و احضار کنندگان روح و ایینه بینی و…. به عنوان یکی از دکانهای گرم این بازار نام برد لیکن وقتی از روی خرد بنگرید , به نکته اساسی پی می بریم که ریشه و رموز افرینش را تنها پروردگار بی همتای بزرک می داند و بس .
اینجاست که چکامه گوی و سراینده نامدار در اخر رباعی خود میگوید زان روی که هست کس نمی داند گفت .

امین کیخا نوشته:

اردشیر جانم سزاوار افدستا و ستایش هستی با نگاه دانشورانه ات

اردشیر نوشته:

استاد ارادتمندیم

امین کیخا نوشته:

اردشیر جان من همدات ( همسن ) شما هستم

اردشیر نوشته:

به هر حال مهارت شما در زبان مادر بربنده هویداست و لذا رخصت دهید کماهی شما را استاد نام نهیم

شمس الحق نوشته:

اردشیر جان البته که استاد است ! یک استاد ۳۷ ساله . حال که یک دکتر جوان تازه نفس هم بتورش خورده دیگر من پیرمرد زوار در رفته را می خواهد چه بکند .
قد خمیده ما سهلت نماید اما / بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد

امین کیخا نوشته:

شمس الحق جانم بگزار گویی بزنیم حال که سخن از تیر و آماج میرانی ! تیر را گاهی برای کشتن کسی نام می نوشته اند و گاهی برای اینکه بدانند این تیر مال کدام سرور است به تیر اسم دار یاسج می گوییم . اما به عربی هدف یعنی نشانه تیر که به سویش تیر می اندازند به فارسی این لغت را تموک می گوییم یعنی تموک همان آماج یا هدف است .به فرانسه لغتی دارد که در فارسی هم روایی یافته که همان سیبل است .اما داستان در اینجا سرانجام نمی پذیرد زیرا تیر سگزن هم داریم ! تیری که کند و نابرا بوده شاید که کسی را سگ کش کند !

امین کیخا نوشته:

اردشیر نیکو نهادم درود بر پاک جانی و بزرگواریت . کهترک همه شما هستم .

امین کیخا نوشته:

بیشترین نام برای تیر را در فرهنگ دکتر حسابی دیده ام . ولی لغت های شگفتی دارد به فارسی باید برای یکبار هم که شده نگاهی انداخت سد تا لغت هستند ! اما این تموک را لطیفی نوشته و در فرهنگ الغات الفرس سروری آمده است .

امین کیخا نوشته:

تکمر و تکمار و تخمار همه باز نوعی تیر هستند بی پیکان

شمس الحق نوشته:

عجب مردمانی هستیم دکتر . سگ کشی و حال هم سگ زنی !! تیر سگ زنی . مگر این حیوان بدبخت چه کرده .

امین کیخا نوشته:

شمس الحق فرخ پی تیر به نام کسی درست کردن که بیشتر به فیلم های غرب وحشی می ماند که گاوچران ها نام دشمنشان را روی گلوله ای از جنس فلز می تراشیدند و منتظر می ماندند که دشمن را با آن گلوله به خاک و خون بکشند

اردشیر نوشته:

با سلام
شوند بالیدن این شاگرد کوچک بر خود است که بزرگانی از زبان مادری و اندیشمندانی چون استاد کیخا و پروفسور شمس الحق مراسله های بی مقدار و ناچیز بنده را نگاه می کنند
به هر روی گستاخی ما را که در حضور شما خامه بدست گرفته و تراوشات ناقص فکری خود را می نگاریم بپذیرید و این را به حساب اینکه دچار عشق به زبان مادری و تاریخ این سرزمین می باشم بگذارید
به قول سهراب که می فرماید
دچار یعنی عاشق
و فکر کن که که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک دچار ابی دریای بیکران باشد
با سپاس
با سپاس

شمس الحق نوشته:

اردشیر عزیز سلام
محبت داری که نام معلم ناچیزی چون حقیر را ذکر می فرمایی . اینک به پاس آن لطف یک نصیحت کوچک : سهراب را رها کن دوست من !

کانال رسمی گنجور در تلگرام