گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجتبی محمدی نوشته:

این شهر را در کتاب رباعیات خیام چاپ انتشارات کاروان

اینجوری نوشته
گاوی است در آسمان و نامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین

اردشیر نوشته:

با سلام
صرفنظر از باور گذشتگان در خصوص وجود یک گاو در زیر زمین و……سوژه ای که نظر بنده را به خود جلب کرده طرز نگاه خیام به بخش گسترده ای از گروه مردم است در روزگار ما این لحن و این نگاه توهین انگاشته می شود بیک باید در نظر گرفت که دوران زندگی خیام در کنار مردمی بود که به لحاظ سواد عمومی در پائین ترین سطح قرار داشتند و دید خیام برای انها غیر قابل قبول بوده است بنابراین اگر گمان کنیم که خیام خود را در زندانی به وسعت جامعه خویش مشاهده می کرده است بی گمان اشتباه زیادی نکرده ایم

علی ب نوشته:

بنظر من منظور عمر خیام از لغت خر همانا خور بمعنی خورشید میباشد .

شمس الحق نوشته:

دوست عزیز سخن از گاو است و خر ! چگونه میتوان خورشید را در این میان جای داد !!

هاوار نوشته:

جناب علی ب شما سخت در اشتباه هستی،چرا که به عقل یک کودک دبستانی هم نمیرسه که منظور خیام از خر خورشید باشه.اگر برداشت شما را در شعر وارد کنیم این گونه می شود.زیر و زیر دو گاو مشتی خورشید بین!
با عقل سالم و تفکر انتقادی خیام بسی دور است.

بابک نوشته:

هاوار گرامى،
اتفاقاً،
از تفکر خیام بیشتر بعید نمى نماید که مردم ناآگاه روى زمین را با لفظى عامیانه خَر بیان کند؟ اینکه دیگر رباعى سرودن ندارد.
و یاخیام ریاضى دان، ستاره شناس و بوجود آورنده تقویم جلالى که تمامى بر مبناى حرکات صور فلکى محاسبه مى شود، یک رباعى تمام و کمال گوید در وصف خَریت مردمان و آنگاه اشاره داشته باشد به دو صورت فلکى و یک باور در مورد عالَم هستى؟
–گاوى نهفته در زیر زمین اشاره به باورهاى کهن دارد، که زمین و عالَم بر پشت گاوى نشسته.
گاوى قرین اشاره به صورت فلکى (Taurus) ، و خوشه پروین در فارسى، برابر عربى ثریا و یونانى (Pleiades) ، که به هفت ستاره و یا هفت خواهران معروف بوده مى باشد.
مى بینیم که اشاره او مى تواند به ستارگان باشد، و آنکه با چشم حقیقت بین میان زمین و این دو صور فلکى مشتى دیگر خُر یا خُور یا خورشید را ببین، و نه آنگونه که پیشینیان باور بدان گاو نهفته زیر زمین داشته اند که عالم وجود بر پشت او نشسته.
او در اینجا با آگاهى خود از ماهیت حقیقى فلک بین زمین و این ستارگان اشاره به خَریت (نادانى) حاصل از آن باور، گاو نهفته در زیر زمین، نیز مى کند.
مى بینیم دوستمان على ب در اشتباه نبوده اند.

ادب دوست نوشته:

روایتی از این رباعی در دست است که میگوید:

گاویست در آسمان و نامش پروین

گاو دگری نهفته در زیر زمین

چشم خردت گشای چون اهل یقین

زیر و زبر دو گاو ، مشتی خر بین!!

از قضا مراد شاعر همان خر ان ( چارپایانی برآ نان کتابی چند ) بوده است.

ادب دوست نوشته:

بابک،
خوشه ، پروین ثریا شش ( و نه هفت ) ستاره اند
بر کوهان گاو
هفت خواهران ،هفت برادران ، هفت اورنگ آنانند که خرس نامیده می شوند ( دو صورت فلکی بزرگ و کوچک دب اکبر و اصغر)

بابک نوشته:

ادب دوست گرامى،
خیر، هفت خواهران اشاره به پروین است و نه دب اکبر و نه دب اصغر. در اینجا از ویکى پیدیا که آنرا هفت خواهر نامیده:
In astronomy, the Pleiades (/ˈplaɪ.ədiːz/ or /ˈpliː.ədiːz/), or Seven Sisters (Messier 45 or M45),
در اینجا از لغتنامه:
چشمه ٔ هفت اختر. [ چ َ م َ ی ِ هََ اَ ت َ ] (اِخ ) منزلی است از منازل قمر. (شرفنامه ٔ منیری ). کنایه از پروین است که ثریا باشد و آن یکی از منازل قمر است . (رشیدی ). ثریا. (ناظم الاطباء).
و در اینجا باز هم از لغتنامه و ناصر خسرو:
پروین چو هفت خواهر خود دایم
بنشسته اند پهلوى یکدیگر
ناصر خسرو

پروین را داراى بین شش و هشت ستاره خوانده اند، در صورتى که تا چهارده تا از صدها ستاره آن با چشم غیر مسلح رویت مى شوند.
اورنگ را مدار اختران منظومه شمسى نیز مى دانستند، که ماه، یا بهرام یا ناهید و غیره هر کدام اورنگ یا مدار فلکى خود را دارا بود. و همچنین هفت فلک یا هفت اورنگ کنایه از آسمان نیز هست.
در رابطه با دب اصغر و اکبر با رجوع به لغتنامه خواهید دید که برخى، آنان را هفت دختران و هفت برادران خطاب کرده اند و نه “هفت خواهران.”
***
اما در مورد این رباعى،
در حاشیه دیگرى عرض کردم که از هزار و چندصدتا رباعى منسوب به خیام هزار و چندصدش از آن او نیست و الحاقى مى باشند. اینهم نمونه دیگرى از همین رباعى در لغتنامه:
گاویست در آسمان سنامش پروین ۞
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت گشای ای مرد یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین .
***
اگر این رباعى در اینجا از خیام باشد به دلایل ذیل تعبیر شما صحیح نیست،
اگر تعبیر شما را در نظر بگیریم معنى آن مى شود که :
١-خیام نیز به وجود این گاو نهان زیر زمین معتقد بوده، که از دانشمندى چون او چنین چیزى بسیار بعید است.
٢-مشتى خَر بین این دو گاو یعنى از ثرى تا ثریا( از زمین تا پروین) وجود دارند، که غیر منطقى و از خیام بسیار بعید است که فلک را نیز پر از خَر بداند.
٣-اینگونه بیان در مورد مردمان ناآگاه از علم، یا به عبارتى ساده که مردم روى زمین یک مشت خَرند، از دانشمندى چون او بعید است، مگر آنکه او را یک شخص خودبزرگ بین متصور شویم که غیر ممکن نیست ولى باز بسیار بعید است.
٤-در اینصورت هیچ پیچش و چرخشى در رباعى نیست، و این یک بیان خطى و مستقیم مى نماید که فقط براى بیان آن سروده شده که گوید مشتى خَر بر روى زمینند. همانطور که پیشتر عرض شد این دیگر نیاز به سرودن رباعى ندارد!
***در صورتى که معنایى را که در پست پیشین عرض شد نمایانگر آنست که چرا او این دو صورت فلکى و آن باور کهن به گاو زیر زمین را ارجاع داده، که در پیچشى هم آن باور را نفى مى کند و هم آنکه آگاهى او از وجود دیگر ستارگان مانند خورشید را بیان.
—–

ادب دوست نوشته:

جناب بابک،
فرهنگ معین جلد پنجم صفحه‌ی ۳۴۳ :
پروین شش ستاره‌ی کوچک که در کوهان ثور(گاو)
جمع شده اند و آنرا به عقد ( گردنبند) یا خوشه‌ی انگور تشبیه کنند، ثریا
نرگسه ، نرگسه‌ی چرخ ۲- منزلی است از جمله‌ی بیست و هشت منزل قمر

همان منبع فرهنگ معین جلد ششم صفحه‌ی۲۲۸۱
هفت اختر نام هر یک از دو صورت شمالی ستارگانی است که نامهای دیگرشان بنات النعش صغری و کبری است و آنهارا هفت سالاران و هفت برادران نیز گویند.
هفت اورنگ :
دو صورت فلکی به هفت اورنگ موسوم است
۱- هفت اورنگ کهین یا دب اصغر… و آنرا خرس کوچک نیز می نامند
۲-هفت اورنگ مهین یا دب اکبر که هفت خواهران و هفت برادران نیز نامیده اند و آنرا خرس بزرگ نیز گویند.
هفت خواهران صفحه‌ی ۲۲۸۵ همان فرهنگ
هفت اورنگ

و جای سخن از هفت اورنگ جامی ، البته اینجا نیست . با عرض معذرت ویکی پدیا منبعی معتبر برای این گونه جستجوها نیست.
شاد باشید
در باب تعبیر خر در رباعی اگر از خیام باشد
خود رباعی از خریت می گوید و هم گاوی که زمین را بر شاخ خود دارد و نه بر پشت که جایی برای تفسیرهای کیهانی نمی نهد.

بابک نوشته:

جناب ادب دوست،
با شرمندگى از شما،
بیت آورده شده از ناصر خسرو نزدیک به هزار سال پیشتر از فرهنگ معین آمده و در آن تایید و تاکید بر هفت خواهر است و نه شش، که هم قدمت آنرا رساند و هم صحتش را.
آنرا توانید اینجا یابید، بیت هفتم:
http://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh94/
–در باب اورنگ بیان اینجانب خطاب به گفتار خودتان بود که پیش کشیدید، در باب هفت اورنگ جامى یک یا دو نسخه در دست دارم بفرمایید به چه اشاره دارید که مربوط به این داستان است؟.
–در باب دب اکبر و دب اصغر که باز شما پیش آوردید و هیچ ربطى به پروین و شش یا هفت ستارهء آن نداشت :
* دب اصغر یا هفت برادران خرد:
دب اصغر. سریر فلک . بنات النعش اصغر. ضواجع. (مهذب الاسماء). خرس خرد. (التفهیم ). بنات النعش صغری . “هفت برادران خرد.” اولین از نوزده صورت شمالی قدما و آنرا بنات نعش صغری نیز گویند و آن هفت ستاره است چهار آنرا نعش گویند و سه را بنات . (مفاتیح ). یکی از صور فلکی شمالی که از همه ٔ صور به قطب شمال نزدیکترست و آن بصورت خرسی خرد توهم شده است و بنات نعش صغری و فرقدان و جدی درین مجموعه باشد و آنرا کلب نیز گویند و بفارسی هفتورنگ کهین گویند. (یادداشت مؤلف ).

*و دب اکبر، هفت برادران کلان یا دختران نعش بزرگ در لغتنامه:
دب اکبر. [ دُب ْ ب ِ اَ ب َ ] (ترکیب وصفی ،اِ مرکب ) خرس بزرگ . || (اِخ ) خرس بزرگ ازصور شمالیست . (التفهیم ). صورت چهارم از صور شمالیه ٔفلکی قدماء و آنرا بنات نعش کبری نیز گویند. (مفاتیح العلوم ). بنات النعش کبری . صورتی از صورتهای فلکی و به خرس بزرگ مانند کرده اند و آن بیست وهفت ستاره است بر صورت و هشت ستاره است بر پیرامون صورت . نام یکی از صور فلکی شمالی و نعش یا سریر و بنات النعش کبری و عناق و قائد و سها در این صورت واقعست و صورت را بفارسی هفتورنگ مهین گویند. “هفت برادران کلان “. “دختران نعش بزرگ “.هفتورنگ . کوکب قطبی . صورت کلان خرس است از ترکیب کواکب شمالی قریب قطب شمال و آنرا بنات النعش کبری گویند. (از غیاث اللغات ).

در مورد ویکى پیدیا اگر هم بیان شما را حجت گیریم، یک جلد کتاب در اختیار است که همان را دقیقاً گوید:
A Dictionary of Astronomy
Oxford University press1997
ISBN 0-19-211596-0
Pleiades-A prominent open cluster in Taurus, popularly
termed the seven sisters
—-
در باب “تعبیر خر دررباعى” که زمین رابر شاخ گاو گوید و نه بر پشت، شما اینرا کجاى رباعى دیدید که از شاخ صحبت کند و یا پشت؟
و آنجایى که جاى براى تفسیرهاى کیهانى نمى نهد، براى که؟ شما یا همگان؟
اگر همگان پس مى باید که همگى برداشت شما را قبول کنند و اشاره به دو صورت فلکى و از زمین تا پروین را از یک ستاره شناس نادیده بگیرند، و باورغیر منطقى به یک گاو در زیر زمین و و باور غیر منطقى دیگر بر مشتى خَر را از ثرى تا ثریا که با برداشت شما چیزى جز این در رباعى نیست را قبول کنند؟
باز هم مى بخشید ولى این یک بنده باور ندارم که خیام دانشمند چنین ضد منطق باور و بیان داشته که شما بر آن اصرار دارید.
شادى شما نیز آرزوست

بابک نوشته:

و از مخزن الاسرار نظامى،
مرغ طرب نامه به پر باز بست—هفت پر مرغ ثریّا شکست
در حاشیه:
هفت پر: به مناسبت هفت ستاره ثریّاست….
مخزن الاسرار نظامى
تصحیح و حواشى: حسن وحید دستگردى
به کوشش: دکتر سعید حمیدیان
صفحه ٦٣
نشر قطره
چاپ ششم ١٣٨٢

ادب دوست نوشته:

جناب بابک
شرمندگی بماند برای دشمنان دانایی و گفتگوی آموزنده و آزاد، و اما ناصر خسرو که من ارادت بسیار به او دارم ستاره شناس و فرهنگ نویس نبود،
فرهنگی که نام مبارک دکتر محمد معین ( نخستین دکتر زبان و ادبیات فارسی ، وصی علامه دهخدا در لغت نامه )را بر پیشانی دارد وبا همکاری بزرگترین بزرگان زبان و ادب فارسی تدوین شده است به هیچ رو با ویکی پدیا که هر کسی
می تواند در آن هر چه میخواهد بنویسد قابل مقایسه نیست
اما در باب رباعی اشاره به پشت گاو از سوی سرکار بود و خریت به آنان بر میگرددکه باور به گاو آسمان و زیر زمین دارند و نه نعوذ بالله به جمله مردم و به ویژه اهل یقین علمی . روز و روزگار خوش

ادب دوست نوشته:

بابک عزیز،
دو دیگر ، که بیت شاهد سرکار از ناصر خسرو قبادیانی :
پروین ، چو هفت خواهر خود دایم
بنشسته اند پهلوی یکدیگر.

نمی گوید پروین همان هفت خواهرانند مگر که این بیت معنای نهفته ای دارد و حقیر از فهم آن عاجز.

بابک نوشته:

ادب دوست گرامى و عزیز،
صحبت ازشادروان دکتر معین نبوده و نیست؟!
اگر شما بازهم با ارجاع فقط به فرهنگ ایشان پافشارى مى کنید بر شش به جاى هفت ستاره؟ و خواهر ننامیدن ستارگان پروین؟ و آنکه خواهران اشاره به دبین اصغر و اکبر باشد و نه پروین؟
در عوضِ آن یک جمله از ویکى هم که منبع موثق به شما معرفى شد، هیج هم صحبت از مقایسه فرهنگ معین با ویکى نبوده و نیست.
صحبت از خواهر نامیدن اینان و آنکه به هفت مشهور بوده اند و نه شش بود که شما کرده و به عنوان ایراد پیش کشیدید، براى آنهم ناصر خسرو که دیگر نمى باید حتماً ستاره شناس و فرهنگ نویس بوده باشد!
**
از گنجور و شعر فوق:
تیره شب و ستاره درو گویى—در ظلمت است لشکر اسکندر
پروین چو هفت خواهر چون دایم—بنشسته اند پهلوى یکدیگر
چون است زهره چون رخ ترسنده—مریخ همچو دیده شیر نر
که چیزى نمى نماید جز اشاره به اجرام آسمانى از جمله پروین هفت خواهرانِ در آسمان شب! و نه پروین خانم دیگرى نشسته با خواهران! و قدمت، صحت، دقت، این گفته و نه بیش و نه کم.
احتیاج هم به معناى نهفته نیست.
–در مورد گاو نهفته زیر زمین، این حاشیه رفتن که آن باور بر آن باشد که عالم بر پشت یا کوهان و یا شاخ گاو نشسته، چه فرقى مى کند در رابطه با اصل موضوع؟
اینرا نیز شما پیش کشیدید باز براى ایرادگیرى، ولى اصل مساله اینست که چنان باورى در قدما بوده و این رباعى به آن اشاره دارد و لاغیر، حال یا آنگونه که حقیر بیان کرد بر پشتش و یا ایراد شما که نه بر پشت بلکه اول بار بر کوهان و سپس برشاخ!
–در مورد خریت بیان شده از اینجانب، آرى به صراحت گفته و مى گویم به آنان که پافشارى درباب فقط خَر خواندن واژه دارند. که در این رباعى اشاره مى باید به اصل باور بوده باشد ( در اینجا خریت نام بردم) و نه آنکه مردمان که خرند.
و نه آنگونه که شما اصرار دارید مراد “چارپایان با کتابى چند”! کتاب و اشاره فقط به اهل فن و نه دیگر مردمان را از کجاى این رباعى در آوردید؟
***اگر جایى اشکال و ایرادى اساسى مى بینید مخلص در تصحیح خود شرمى که نداشته هیچ سپاسگذارى فراوان کرده و به آن اذعان خواهم کرد، ولى نه اینگونه ایرادات که جابجا نشان مى دهد که شما خود به خطا رفته اید و فقط پافشارى و اصرار براى توجیح خود.
***از حواشى بى مورد بگذریم، در باب این رباعى دو گزینه پیش روست:
١-آنکه بیان آنرا در رابطه با مشتى خَر (ولو چارپایانى با کتابى چند) بین دو گاو از ثرى تا ثریا منظر کنیم.
که حقیر سعى کرد نشان دهد بر مبانى مختلف، گفتارى ضد منطق و مى باید مخالف اصول منطقى خیام (که منطق پایه ریاضیات و خیام هم نابغه زمان خود و تاریخ در این علم) باشد. وگر چنین باشد این بیان ضد منطق را نتوان از او قبول کرد و یا از آن او دانست.
٢-آنگونه دیگر که این بنده بیان کرده که به منطق نزدیکتر مى نماید،اشاره به صوَر فلکى و باور گاو نهان در زیر زمین، براى رد آن باور و بیان دانش و آگاهى او از مشتى ستارگان دیگر مانند خُر بین زَمى و پروین باشد.
که در این نظر هم رباعى پیچش(ایهام) دارد، و هم داراى بار بسیار سنگینتریست تا منظر نخست.
حال اگر ایرادى وارد است بفرمایید، بنده سراپا گوشم.
وگرنه
سرتان شاد
و روزگار بر شما هم خوش

ادب دوست نوشته:

جناب بابک ،
سرکار صورت فلکی پروین را هفت دختران بخوانید
( با اینکه تنها ۶ ستاره خرد دارد)

بنده نیز بنا به همان بند تبعیدی یمکان و معتبرترین فرهنگ فارسی آن دیگر ی را هفت خواهران، هفت اورنگ، هفت برادران….

در باب رباعی ، مراد شاعر ستاره شناس از مشتی خر آنانند که زیر و زبر زمین دو گاو می بینند.
والسلام ، نامه تمام

بابک نوشته:

ادب دوست گرامى،
سرتان شاد این را در ابتدا مى گفتید،
البته بنده گفتم خواهران و نه دختران، و تنها ٦ ستارهء خُرد دارد دیگر چه صیغه ایست؟
اگر منظور ستارگان کوچک چون ستارگان نوترونى (Neuton Stars) و یا کوتوله هاى قهوه اى (Brown Dwarfs) باشد که ستارگان پروین که دیده شوند و به رنگ آبى زنند را غولهاى آبى (Blue Giants) تشکیل داده که کوچک یا خرد نیستند بلکه غول پیکرند و چندین برابر خورشید ما، تعدادشان نیز در آن مجموعه چنانکه پیشتر آمد نه شش و نه هفت بلکه به صدها ستاره و شاید هم بیشتر رسد. البته اگر فرهنگ دسترس شما اصرار بر ٦ دارد ، حتماً همان است.
در باب رباعى نیز چنان بخوانید که علاقه دارید گو اینکه آخرین تعریف شما باز همان آش و همان کاسهء گزینه یکم است.
همواره پیروز و کامروا باشید

ادب دوست نوشته:

جناب بابک،
از اول همین بود ، شما به حاشیه رفتید و سر انجام روشن نفرمودید کدام را هفت خواهران میدانید و کدام را پروین، نیازی به کوتوله شناسی هم در میان نیست یک بحث لغوی است .
شش ستاره خرد انچنان که از زمین دیده میشود گمان نمی برم کسی بجز من از بزرگی ستارگان بی شمار کیهان بی خبر باشد .
در مورد دختر و خواهر به حاشیه های پیشینتان مراجعه فرمایید.
و شب و روزتان به خیر

بابک نوشته:

جناب ادب دوست گرامى،
مگر نخواندید؟
که بوضوح و روشنى و بى هیچ شک و تردیدى، بر مبناى ابیات ناصر خسرو که از پروین هفت خواهر نام آورده بنده هم چنان گفتم، و در تصدیق و صحت بر هفت ستاره و نه شش از نظامى هم براى شما بیتى مرقوم شد.
البته شما مایلید همه آنها را رد کرده و ندیده بگیرید و همچنان با استناد بر فقط و فقط فرهنگ معین نزدتان حرف خود را تکرار و تکرار کنید، خوب این دیگر جاى گفتگویى نمى گذارد.
البته بنده هم به حاشیه نرفتم، بلکه پاسخ پرسشها و ایرادات شما را با چندین و چند منبع و ماخذ بیان کردم.
در عوض سرکار که لحظه اى ایرادتان آن بود که عالم بر کوهان گاو باشد و نه طبق گویش بنده بر پشتش!، و لحظه اى بعد آنرا بر شاخ گاو نهادید به جاى کوهان! و بعد هم بابت این چرخشها بنده مقصر از آب در آمدم که گاو نهان در زمین را باور قدما بیان کرده که عالم بر پشتش نشسته! .
سپس هم از جایى در رباعى در آوردید که منظور از خران آنانى بودند “که کتابى چند بر پشت دارند”! نه همه مردم، و پاسخى ندادید که اینها را از کجاى رباعى استخراج فرمودید.
بارى پاسخ مهم نیست، چون هدف گفتگو بود و روشنگرایى و به نتیجه منطقى رسیدن و نه جر و بحث بى پایان.
ما را به خیرشما را هم به سلامت
والسلام

ادب دوست نوشته:

جناب بابک،
کس یا کسانی که فرهنگ معین را ( آنهم در گنجور شعر و ادب فارسی) معتبر نمی دانند، با عرض معذرت و امید عفو
مصداق این بیت معروفند:

. . . . . رونق بازار آفتاب نکاهد.

بابک نوشته:

جناب ادب دوست،
باز هم تکرار مکررات،
پیشتر بیان شد که صحبت از فرهنگ معین نبوده و نیست مگر فقط براى شما.
البته از شخصى که چشم را بر ابیات کهن ناصر خسرو و نظامى بپوشاند و آنانرا به روى خود نیاورده حاشا و کتمان کند، خوب مى باید این گفتار آخر را متوقع بود.
شاید که ادب مرد به زدولت اوست.

ادب دوست نوشته:

جناب بابک،

همین طور است که میفرمایید، ادب مرد به زدولت اوست.

و این البته در باره دولتمندان است گدای گوشه نشینی چون من را ادب کافی است.

شهاب نوشته:

باسلام
نظر بنده اینه که منظور خیام از مصرع آخر دقیقا خود کلمه خَر بوده چرا که ایشون میفرمایند زیر و زبر دو گاو یعنی مابین دوگاو که یکی در زیر زمین و دیگری در آسمان است بنابراین وسط این دو گاو زمین است که اشاره به حماقت و خرافاتی بودن مردم دارد.
از طرفی صحبت از گاو و حیوان است و اینجا کلمه خَر مناسب است.

شهاب نوشته:

در واقع به نظر بنده مصرع آخر این گونه است:
زیر و زِبَر دو گاو ، مُشتی خَر بین

حمیدرضا نوشته:

مستند به مقالهٔ اوراق پریشان به قلم آقای محمدرضا ضیاء در شمارهٔ ۱۰۳ مجلهٔ بخارا صورت درست مصرع اول این است:
«گاویست در آسمان سنامش پروین»
همین ضبط در لغتنامهٔ دهخدا ذیل سنام آمده (آن را کوهان شتر معنی کرده). دلیلش این است که گاوی که در آسمان است نامش صورت فلکی ثور است و با پروین فلکی فرق دارد. طبق نظر ایشان کسانی که متوجه این اشتباه شده‌اند آن را با «قرین» جایگزین کرده‌اند که پشتوانهٔ نسخ کهن را ندارد. ضمناً طبق همان نوشته این رباعی در «عرفات العاشقین» به خواجه نصیرالدین طوسی منتسب شده است.

اسد نوشته:

باعرض ارادت وتشکر
من فکر میکنم منظورخیام عزیزاین بوداست که وجود دو گاو دراسمان و زمین فقط توسط جامعه ای کوته نظر که به خر تشبیه شده اندموردقبول میفتد.یعنی فقط ازجماعتی بیسوادوجاهل وخرمانندبرمی آید که وجود دوگاو درآسمان وزمین را بپذیرند.

پوریا نوشته:

بنده با جناب اسد‌ موافقم ،باید اضافه کنم که منظور خیام‌ از خر همان مردم کوته فکر است که اسیر باورهای خرافی و جهل هستند و‌همینطور به وجود دو گاو در زیر و‌ زبر زمین عقیده دارند ،خیام یک‌منجم بزرگ و یک‌انسان خردمند بود و کاملا مطلع بچد که هیچ گاوی در زیر و زبر موجود نیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام