گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

اردشیر نوشته:

با سلام
همواره شاهدیم کسانی که فکری در سر ندارند , پیگیر و جستجو کننده چیستانها نیستند .
کسانی که اراده محکم در جستجوی حقیقت ندارند تلاش می کنند هر انچه وجود دارد را به افریدگار نسبت داده و هر کس را که در بررسی نکات ژرف اندیش باشد سرزنش کرده و اورا به الحاد متهم نمایند زیرا خود این افراد فکری ندارند و به خود زحمت نمی دهند تا فکر کرده و از نیروی خرد خویش استفاده کنند
هر چند می دانیم پاسخ به پرسشهای خیام به اسانی در دسترس نیست و به قول بزرگ مرد ایرانی در پس پرده می باشد و باید پرده بیفتد تا اسرار اشکار شود بیک اگر کسی بپرسد و در جستجوی حقایق باشد کاری منافی با دین انجام نداده است و این نشان از ان است که فرد به دنبال حقیقتی است که به ان باور دارد به عبارت دیگر خیام سرگردان نیست بلکه به جستجوی راستی است و از نظر من در حال درس دادن به کسانی است که می خواهند به تحصیل بپردازندو قدری می خواهند فکر کنند , هر چند رباعی به قدری روشن و واضح است که بر افراد بسیاری می تواند موثر باشد
به هر روی صور به معنای نقشها و صورتها در فرهنگهای معین و دهخدا اورده شده است

امین کیخا نوشته:

صورت در نگاه استاد محمد مقدم عربی از فارسی است به این ترتیب که چیتر که در پهلوی معنی صورت می داده است ( و هنوز به لری ) بعد ها چهر را ساخته است صهر را ساخته و از آن صوره ساخته شده است ( منبع کتاب نوشته های پارسی باستان نوشته زنده یاد محمد مقدم )

اردشیر نوشته:

با سلام
اموزگار عزیزم پروفسور کیخا با تشکر از رهنمون شما افسوس که دسترسی به فارسی میانه ( زبان پهلوی )به اسامی میسر نیست .

امین کیخا نوشته:

اردشیر جان اگر از سر مهر مرا همان امین بنامید بیشتر دوست دارم و یا برادر و یا دوست یا هر برنامی که کمی آسانتر از این باشد ولی بهر سو برادر یک مایه خرسندی ما این است که فارسی میانه و پهلوی به تمامی نوشته شده است و خانی ها و منابع ما از آن کاستومندی و نقص ندارد . برای نمونه یک فرهنگ ساده است به نام فرهنگ مکنزی که بسیار هم خوشخوان و خوش تراش است . اوستایی نیز به شوند مانستگی اش به سانسکریت در هند چند و چون هویدایی دارد تنها فارسی باستان است که بیش کم ۱۰۰۰ لغت تا به امروز از آن می دانیم که انهم در سنگ نوشته هاست ولی اگر بخواهید بخوانید پهلوی اسان و زود آموختنی است . و چون زبان یک پادشاهی گسترده بوده است بیش کم هیچ واژه ای را کم ندارد ولی کمی واژه ها جابجا هستند برای نمونه بهرمند که امروز معنی برخوردار می دهد آن موقع معنی بهره بهره و مرکب می داده یعنی چیزی که بهره بهره است و ترکیبی است ولی امروز معنایش دگرگون شده است و مرکب معنی نمی دهد .

شمس الحق نوشته:

دکتر برنام یعنی چه ، نشنیده بودم .

امین کیخا نوشته:

شمسا و سرورا برای کنیه و یا لقب بود به گمانم ! فر نام هم داشتیم که بخاطر پریشیدگی دریابنده ها و حواسم امروز مرا معذور دار !

کورش ایرانی اصل نوشته:

——————————————-

با اجازه اساتید این حقیر اسم این رباعی رو ” مقصر اصلی” گذاشتم

—–
ترجمه :

دارنده چو ترکیبِ طِبایع آراست،

یعنی : وقتیکه خالق داشت از ترکیب عناصر مختلف، مخلوقات متعدد و گوناگونی رو می آفرید،

—–
از بهرِ چه او فْکَنْدَش اندر کم‌وکاست ؟

یعنی : چرا بیشتر وقت نذاشت و برای چی ما شاهد اینهمه کم دقتی و نواقص در خلقت هستیم ؟ ( مثال : اگر طبق تعاریف ادیان، انسان رو اشرف مخلوقات در نظر بگیریم، مثلن اگه ۴ لیتر خون ازش بگیریم، بلافاصله میمیره.. و این یک نقص بزرگه که بقول حضرت خیام، اشرفیت خلقت انسان رو مستقیم زیر سوال میبره.)

———————–

گر نیک آمد، شکستن از بهرِ چه بود؟

یعنی : اگه بقول بعضیا، همه آفریده شدگان و خلقت ها بدون نفصن، پس وجود این همه نقاط ضعف، (مانند مثال بالا ) از یه خالق توانا، چه توجیحی داره ؟

————————————————

ور نیک نیامد این صُوَر، عیب کراست ؟

و اگرم قبول کنیم که مقوله نقص نسبی هر مورد از آفرینش درست باشه، پس این همه ایراد رو باید گردن کی بندازیم ؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام