گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجید عشاقی نوشته:

می خاد بگه برای ما انسانها روشن نیست برای چه از خاک آفریده شده ایم

امین کیخا نوشته:

اراستن یعنی تنظیم کردن و به دقت تعبیه کردن و از هر دو معنی زیبا ترست و شوربختانه ازان بهره نمی جوییم فقط معنی آرایش کردن ان مانده است

مونا جون نوشته:

بله….هرچه ظاهر زیبا و فریبا داشته باشی….هرچقدر هم ک ب قول گفتنی خوش قد و بالا باشی ….وقتی هیچ هدف و برنامه ای واس زندگی نداشته باشی…احساس پوچی میکنی و با خودت میگی من واس چی افریده شدم…..*واقعا من واس چی افریده شدم؟*

اردشیر نوشته:

با سلام این موضوع به هدف ادمی ارتباط ندارد ممکن است هر انسانی در زندگانی با مقصودی خاص و در راستای رسیدن به اهدافی برنامه ریزی شده زندگی کند و پس از رسیدن به انها با زندگی خداحافظی کند و پر واضح است ادمی تا زمانی که برای خویش برنامه و رسیدن به نشانه هایی را دنبال می کند در پوچی نیست و با پشتکار فعالیتهای خویش را دنبال می کند به نظر بنده خیام بر این باور است که اسرار خلقت انسان را تنها پروردگار بزرگ و یکتا می داند و به همین شوند نیز در جایی دیگر و با گویشی مشابه اعلام می دارد اسرار ازل را نه تو دانی و نه من این حرف معما نه تو دانی و نه من هست در پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من البته برخی این رباعی را به حکیم ابو سعید نیز نسبت داده اند که به نظر اینجانب منتسب به دانشمند بزرگ خیام نیشابوری است
با احترام

dariush نوشته:

مونا خانم,وقتی خیام میگه معلوم نشد نقاش ازل بهر چه آراست مرا ,یعنی از نظر فلسفی معلوم نیست ,و ما باید مواظب باشیم به دام روحانیون که دکان باز کردند نیفتیم ,نه اینکه إحساس پوچی کنیم ,اتفاقا خیام میگه ,شادی کنیم ,و این یک دم عمر را غنیمت شمریم .

راشد نوشته:

نمیدونم جرا باید بدونیم از بهر جه اراست مرا اولن فرض را بر این بکیریم که واقعا خالق و مخلوقی که انهم به لطف ادبیات بر وزن عاشق ومعشوق است باشند دوما جه فرقی میکند که بدانیم یا ندانیم؟ خیام بزرک از فلسفه وارد شعر میشود
ودر این رباعی فقط وفقط مدخولها بدانیم که در کار افرینش باید تامل کرد

راشد نوشته:

شرمنده دوستان خط اخر میخواهد درسته که نمیدونم این کلمه عجیب جطور از اب در اومد هر کاریم کردم درست نشد خلاصه ببخشید

محمد نوشته:

به نظر من یک نوع تهدید و کنایه به کسایی داره میزنه که انگار در این عالم جز خوردن و خابیدن و عیاشی کاری ندارند و سر در گریبان خود فرو برده و نمیخواهند که این جهان را زیباتر ببینند و از فرصت های خود در مسیر بندگی و عشق خداوند استفاده نمیکنند!!!

شمس الحق نوشته:

علت درج این عرایض در اینجا آنست که رباعیات خیام برای حقیر فیلتر است ، و اما بعد
حضرت آقایی بنام جناب هادی رسولی فر در حاشیه رباعی شماره ۱ خیام توصیه فرموده اند که به رباعیات منتخب صادق هدایت استناد نکنیم و در ادامه ، نابغه ادبیات معاصر ایران را با این جمله معرفی کرده اند :
” کسانی که در امور تخیلی تبحر دارن !! و
عشقی بودن !!! و خودکشی کردن !!!! ”
نیازی نمی بینم بیش از این سخن بگویم که آفتاب آمد دلیل آفتاب !

ایمان نوشته:

یکم فکر کنید آخه ، آدم وقتی نطراتتون رو می خونه نمی دونه گریه کنه یا بخنده . تو عمرتون اصلاً یه بیت شعر خوندید میایید شعر معنی می کنید .
جناب خیام (اگه خیام گفته باشه) می خواهد بگه فردا که قرار بری تو خاک بخوابی صورت زیبا به کمک نمیاد .وقتی بکار نمیاد چرا خداوند چنین چیزی رو به ما عطا کرده ؟

شمس الحق نوشته:

نه جناب ایمان فرمایش حضرتعالی هم راست نمی آید چرا که اگر چنین بودی و خیام این که شما می فرمایید میگفت ، پاسخش آسانست ، چهره و اندام زیبا موجب تمتع و تلذذ بیشتر و بهتر از مواهب زندگیست . شما مایل نیستید که زیبا و خوش تیپ باشید به دلیل اینکه روزی ، صد و بیست سال دیگر مرحوم خواهید شد ، اگر خیام این میفرماید که ابلهی بیش نبوده است .

محمد نوشته:

یا علی!!
خواستم یه چیزی بگم ولش کن…!
فقط بگم منظوره این بیت اینه که میگه:
من که سالم و سرحالم! هرچند که سالمم و همه چیم موزونه! (انگار هدفمنده!) ولی معلوم نشد هدف خلقت من چیه؟؟!
این سوال همون سواله معروفه فلاسفه است که همیشه می پرسیدن: “خب که چی بشه؟؟؟!”
دیگه ساده تر از این نمیشد گفت
یا علی

merce نوشته:

جناب اردشیر گرام
با احترام
به نظر شما نقدی ندارم
ولی آنجا که بیتی بوشته اید که :
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من این حرف معما نه تو دانی و نه من
با استاد خودمان گفتگویی داشتیم که این بیت با دوبار تکرار ” نه تو دانی و نه من “ اشتباه است
و نیز در اصلِ بیت حرف معما نیامده و چنین بوده:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من این خطّ مقرمط نه تو خوانی و نه من.
ولی شاید عده ایی معنای خطّ مقرمط را درک نکرده یا برای سهولت فهم به حرف معما تغییر داده اند
آقای شاملو هم حرف معما یا حل معما خوانده است . اجازه می خواهم از جناب کیخا بگویم قرمطیان یا قرامطه گروهی بودند سرسخت و جنگجو که سالها علیه خلیفه ی عباسی جنگیدند از نشانه های آنها خطّ فشرده و ریز . قامتی بلند و استوار
بقیه را رجوع کنید به ” ویکی پدیا “
مرسده

شایق نوشته:

از من به تو یک نصیحت ای دوست زنهارنکنی تفسیر اشعار به ظاهر و بوست همه اشعار نغز بر معنی است همه دارند ایما و اشاره بر دوست

شمس الحق نوشته:

سلام بر همگان !
تنی چند از دوستان و عزیزان جوان و عجول حقیر با عنایت به کامنت شماره ۱۱ بالا خطاب به جناب ایمان ، بنده را متهم فرموده اند که به شاعر و فیلسوف و ریاضی دان و منجم بلند آوازه قرن پنجم ، حکیم عمرخیام توهین کرده ام و خود قاضی شده و حکم محکومیتم را نیز صادر کرده اند که تو چنین و چنانی !! البته باید اعتراف کنم که خود هرگز تهمت های ایشان را که یحتمل در حواشی رباعیات خیام درج شده است ندیده ام ، زیرا رباعیات خیام این سایت مستطاب بر بنده فیلتر است ، اما دوست گرانسنگ و فاضلم جناب خراسانی در مقام دفاع از حقیر این موضوع را روشن فرمودند و بنده نیز از طریق ایشان از این امر مطلع شدم . در هرحال کامنت مورد اشاره خطاب به جناب ایمان موجود است و آفتاب آمد دلیل آفتاب ، در آنجا به جناب ایمان که تفسیر ناصوابی از رباعی خیام ارائه کرده اند عرض کرده ام که اگر خیام اینرا که شما گفته ای می فرمود ، ابلهی بیش نبود و این سخن با ابله خواندن خیام تفاوت از زمین تا آسمان است .
زین عصا تا آن عصا فرقیست ژرف / زین عمل تا آن عمل راهی شگرف

علیرضا نوشته:

سلام ودرود بدوستداران خیام،
گویا بد نیست نظرات یکدگر را خواند و اگاهى گرفت، اما دلیلى نیست که مطابق نظر خیام باشد.بنظر من وقتى که خیام در بیشتر اشعارش تعید بر مى نوشیدن و جدى نگرفتن دنیا میکنه در اینجا هم از دیدگاه من میخواد پیامى باز بده که إنسان هیچ کارى برأى این دنیا نکرده .جز جنگ و خونریزى هر چقدر هم جوان و زیبا باشى هیچ فرقى برایه این دنیا نداره .
نه بیشتر زنده میمونى، نه امتیاز خواستى هست همه و همه میریم زیر خاک.و کنایه میاد که ایا ایزدى که ما در نظر داریم حتما باید خیلى بى کار باشد که چیزه زیباى بسازد و با دست خودش خراب کند….

حسین نوشته:

بحث هدف آفرینش مطرح شده که بین فلاسفه و مذهبیون همیشه مورد اختلاف هست
“مذهبیون هدف آفرینش رو عبات میدونن”

ناشناس نوشته:

خیام با این شعر برهان نظم را که فلاسفه مذهبی برای تایید عقاید خود مورد تاکید قرار می دهند به تمسخر گرفته و به زیبایی زیر سوال میبرد .

مهراد نوشته:

خیلی وقت که سعی میشه اشعار بزرگان عرفا و فلاسفه رو بر عکس معنی کنن، یا شنا اطلاعاتتون از خیام کم که اینو نمیتونید درک کنید یا میدونید و بقیه رو گمراه میکنید، دوستان خیام همیشه تو بیشتر اشعارش به این موضوع اشاره کرد و اینم یکی از این اشعار،میگه آقا هرچقد که زندگیم شاد اوکی دارم زندگی میکنم خوشکلم و فلان، بازم نمفهمم واسه چی افریده شدم، مثه رباعیات دیگه خیام، همیشه به این موضوع اشاره میکنه و حتی به شما پیشنهاد میکنه وقتی این و نمیفهمید پس درگیرش نشید، خیلی خیلی واضح و از عمد شمارو میپیچونن، حتی اشعار سنایی و مولوی و حافظ و عطار و ….، خواهش به این بزرگان احترام بزارید.

امین نوشته:

هرانچه که بخواهی بسازی طرح و نقشه می خواهد مدل می خواهد بدون مدل نمی شود چیزی به این عظمت ساخت که مستوجب احسن الخالقین شود موجودی با رنگ روی زیبا چون لاله سرخ و چون سرو بلند قامت خداوند بی هدف که نیافریده که این موجود به این عظمت بخورد و بیاشامد و همانند یک حیوان عمل کند طربخانه جای عشق ورزی است نه عشق همراه شهوت عشق پاک عشقی که تمامی وجود انسان را به وجد می اورد و از عالم مادیات و این عالم ظاهر جدا می کند و به عمق ژرفای وجودی( عالم معنی) می برد انوقت است که انسان چشم دلش باز می شود و انچه نادیدنی است می بیند هرکس در پوسته مانده و بجز این عالم مادی ظاهر نمی بیند سخت در اشتباه است و بد می بیند کمی تامل کنید و به عالم بی کران وجود خود متمایل شوید چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

یونس تقی زاده نوشته:

شاید مراد وی این باشد که انسان نتوانسته است فلسفه خلقت را بفهمد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام