گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حاجیکلایی نوشته:

با سلام و درود.

بنده فکر می کنم مگس کنایه از “عمر کوتاه ان است” نه کوچکی آن. چون در جایی خونده بودم که عمر مگس ۲۴-۴۸ ساعت است.

حق نگهدار دوستان

بهرام مشهور نوشته:

لطفاً تصحیح فرمائید :
یک قطرۀ آب بود و با دریا شد
یک ذرّۀ خاک و با زمین یکتاشد

دوستان نوشته:

جناب حاجیکلایی اگر در روستا بودید می دانستید مگس عمر طولانی ای دارد چون اگر نکشی از بین نمی رود !!!

علی نوشته:

دوستان لطفا و خواهشا یه کم روی درک اشعار وقت بذارید یه کم فکر بکنید و بعد نظر بدید

در این رباعی خیام خیلی واضح داره میگه انسان هیچی نیست!
دریا به اون بزرگیش تو یه قطره ابه
زمین به این وسعت اندازه یه گرد خاکه
(یادتون نره خیام یه منجم بوده)
انسان تو این دنیا و جهان بزرگ “هیچی” نیست
منظور از مگس کوچیک بودنه

مجید نوشته:

از موضوعات اساسی که همواره فکر نوع بشررا به خودمشغول ساخته موضوع هستی شناسی انسان و سوالات پیرامونی آن است؛ دراین بین شعرا ، فلاسفه ، دانشمندان طبیعی و … هر یک نظرات و دیدگاه خود را در طول تاریخ تا کنون و پس از این به اشکال مختلف اظهار نموده اند ، خیام از جمله شاعرانی است که نظرات و دیدگاه فلسفی خود را در غالب رباعیات با طرح مباحث هستی شناسی مثلث انسان ، جهان و خدا و غالبا با طرح سوال و طوفان ذهنی به همراه ثمثیل های ساده از محسوسات مطرح نموده است. به نظر می رسد رباعی مذکور متضمن این معنی است که انسان به خودی خود و در غالب این دنیایی خود هیچ است و هویت قابل ملاحظه ای در مقایسه با سایر اجزای این جهان ندارد و صرفا زمانی که به مقصد یا به نوعی همان مبدا خود واصل می شود هویت پیدا می کند مانند قطره که با رسیدن به دریا هویت قابل ذکری ( دریا ) می شود و ذره که با رسیدن به زمین هویت زمین را پیدا می کند. این سیر حرکتی قطره به دریا و ذره به خاک یادآور سیر حرکتی دوار وحدت به کثرت و کثرت به وحدت است چون مبدا قطره دریا ( چرخه آب ) و مبدا ذره خاک زمین است ؛ اما انسان در این چرخه های هستی و نیستی مادی کجا قرار می گیرد ؟ خیام با اشاره هوشمندانه به ۲ چرخه طبیعی قطره و ذره و بلافاصله طرح این سوال در بیت دوم که به هست و نیست دنیایی انسان اشاره دارد ومقایسه ان با موجودی کوچک مانند مگس ،‌ بسیار ذیرکانه و با سلیقه می گوید اگر انسان را در غالب این دنیایی در نظر بگیریم مانند مگسی می ماند که در طول زمان بی نهایت لحظه ای حادث و سپس فنا می گردد و همانند مادی نیز در این دنیا ندارد تا به آن واصل شود و هویت اصلی خود را پیدا کند پس ذات و اصل هویت و مقصد او می بایست چیزی ورای این دنیا و طبیعت مادی باشد. و من ا…التوفیق ؛‌ارادتمند مجیدصبوئی

ناصر نوشته:

منظور در کل بیت است
یعنی اومدن مگس و رفتنش هیچ تاثیری در چرخ روزگار ندارد،

اشکان نوشته:

خدمت عزیزان عرض کنم عمر مگس بین ۲۰ تا ۳۰ روز هست، اما حکیم خیام در این بیت این است که همانطور که مگس ها در چرخه زندگی زمین اهمیت چندانی نداشته و در عبور و گذر هستند انسان نیز در این دنیا به همینصرت به وجود آمده و از میان می رود و میلیاردها انسان تاکنون امدند و رفتند بدون هیچ نام و نشان و تاثیری در چرخه زندگی ندارند (البته از منظر بیولوژی مگس ها همانند همه موجودات دیگر تاثیرات بسیاری در اکوسیستم داشته و توازنی در حیات زمین ایجاد میکنند اما منظور خیام از این رباعی بی ارزشی انسان یا حتی مگس نیست بلکه بی نهایت بودن دنیا و بی تاثیر بودن انسان در این چرخه و جهان است که البته امروزه با پیشرفت دانش و کشف کهکشانها و جهان های جدید این رباعی و بقیه رباعیات پرمفهوم حکیم عمر خیام بیشتر قابل درک است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام