گنجور

رباعی شمارهٔ ۸۵

 
خیام
خیام » رباعیات
 

گردون ز زمین هیچ گلی برنارد

کش نشکند و هم به زمین نسپارد

گر ابر چو آب خاک را بردارد

تا حشر همه خون عزیزان بارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجتبی نوشته:

با سلام من دنبال این رباعی از حضرت خیام بودم که در سایت شما اثری از آن پیدا نکردم ولی در سایت های دیگر بود. اگر واقعا متعلق به جناب خیام هست لطفا شما نیز آن را درج کنید.

گردون نگری ز قد فرسوده ماست

جیحون اثری ز اشک آلوده ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست

فردوس دمی ز وقت آسودهماست

جواد نوشته:

جیحون اثری ز اشک پالوده ی ماست دوست عزیز نه آلوده

حمید رضا نوشته:

می گوید روزگار هیچ انسانی را نمی آفریند که سپس او را نابود و تبدیل به خاک نکند.
و اگر ابر به جای آبِ دریاها، خاک را به بالا میکشید، به جای قطره های آب، خون انسانهای «عزیز» بود که بر روی زمین می بارید.
خیام انسانها را با صفتهایی چون نازنین، گل، و عزیز خطاب میکرد و برای دردها و رنجها هیچ مشکلی نداشت که آفریننده را مورد پرسش و حتی غضب خود قرار دهد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام