گنجور

رباعی شمارهٔ ۷۳

 
خیام
خیام » رباعیات
 

تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید

من در عجبم ز میفروشان کایشان

به زانکه فروشند چه خواهند خرید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

می ساز چو می ز آب انگور گشید

یک قطره از آن برای لذت بچشید

چون دید که عقل از سرش زایل شد

می را بفروخت، عقل مردم بخرید

فرهاد نوشته:

ناشناس، کاملن درست میگویید: می “عقل” را زایل میکند. اما عقل چیست؟ اگر به فرهنگ عرب مراجعه کنید خواهید دید که “عقل” در اصل به طنابی میگفتند که دو زانوی شتر را با آن میبندند تا شتر را با اصطلاح قفل کنند. عقل را با واژه فارسی “خرد” برابر نکنید که درست نیست. عقل یک مهار است که اگر مست باشید از میان میرود و شخص درون خود را آشکار میکند”: گویند مستی و راستی :) شاید به همین دلیل است که بسیاری از افراد از مستی میهراستند زیرا که نمیخواهند با مست شدن درون زشت خود را نمایان کنند!

bandeye khoda نوشته:

نظر حقیر : خیام چون از عقل میگریزد از دو روئی و نفاق میگریزد. از دین فروشان مینالد که برای خود بازار مردم فریبی درست کردند. خیام یه شخصیت چند بعدی بوده. آدم ریاضیدان و ستاره شناس ابزارش عقلشه….ولی‌! چون نوبت دلش میرسه دوست داره یکرنگ باشه چون خدای خیام از آدم منافق خوشش نمیاد مثل خدایه شمس تبریز که دوست داره عوض افطاری خوردن با مسلمونها (مسلمان‌برونان کافر‌اندرون) با اورتکان و اهل کلیسا (کافر‌برونان مسلمان‌اندرون) روزه خودشو بشکونه.

اینقدر با خداش رو راسته که اگه عبادت میکنه برای معاملهٔ بهشت و جهنم نیست برایه اینه که اونو لایق ستایش میدونه.

فهیمه نوشته:

با نظر فرهاد بسیار موافقم .دمت گرم فرهاد

دکتر ترابی نوشته:

نخست اینکه می فروشان کس نمی فروشند چیز میفروشندمی میتواند کس از ناکس جدا کند اما خود چیز است از این رو در بیت دوم :

به زآنچه فروشند و نه زآنکه فروشند..و
برابر عقل با مانا تازی آن ریسمان از برای بستن پای اشتر ، واژه چدال را داریم و چدال کردن
امین کیخا بی گمان به از من میداند.

امین کیخا نوشته:

با درود به دکتر ترابی بزرگوار . کوچک نوازی میکنید .راستش را بخواهید من چدال را از شما یاد میگیرم ولی واژه زاولانه کردن را برای بستن ساعد اسب به ساقش می دانم که باعث می شود اسب یا شتر روی زمین بنشیند . زاولانه را در لری به ریخت کوتهیده تنها زالنه می خوانیم .

ناشناس نوشته:

ایا خیام تفکرات لیبرال داشته یا یک کمونیست بوده یا یک عارف یا …..

دیلمى نوشته:

ناشناس شما بری قران تفسیر کنی بهتره برادر بیشتر به تفکراتتون نزدیکه

امیر نوشته:

می ساز چو از وجود خود می سازد
این تحفه برای عاقلان کی سازد؟
منظور ز می عشق و ز مستیست فنا
تا نیست کند، هست کند، شی سازد

کانال رسمی گنجور در تلگرام