راستش دراین شکی نیست که آدمی مثل خیام ممکن تکرار نشود و در این که او برایم بیشتر از یک شاعر معنی دارد شکی نیست ولی از مجموع اشعارش میشود به این نتیجه رسید که سخت به زندگی علاقه مند است و قبول اینکه روزی میمیرد و در آغوش خاک میرود برایش مشکل است به همین دلیل از اشعارش برمی آید که اگر به دست خودش می بود هیچگاه به این دنیا نمی آمد و اگر می آمد فقط به شرط آنکه دیگر هیچگاه نرود.
وحید نوشته:
من زیاد با نظر شما موافق نیستم. چون از مجموع اشعارش این مفهوم بر می آید که قدر هر لحظه زندگیت را بدان، از هر لحظه برای خوشی استفاده کن و غم دنیا را به خود راه نده، همچنین به خودت غره مشو که همین خاک و کوزه و … از تو بهترانی بودند که مغلوب چرخ فلک گشته اند.
در کل چند حس را تلقین می کند: ۱/ بی خیالی و حرس دنیا را نخوردن ۲/ مشکوک بودن به تمام چیزهایی که یقین داشته ای ۳/ مغرور نشدن
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
سیاوش نوشته:
راستش دراین شکی نیست که آدمی مثل خیام ممکن تکرار نشود و در این که او برایم بیشتر از یک شاعر معنی دارد شکی نیست ولی از مجموع اشعارش میشود به این نتیجه رسید که سخت به زندگی علاقه مند است و قبول اینکه روزی میمیرد و در آغوش خاک میرود برایش مشکل است به همین دلیل از اشعارش برمی آید که اگر به دست خودش می بود هیچگاه به این دنیا نمی آمد و اگر می آمد فقط به شرط آنکه دیگر هیچگاه نرود.
وحید نوشته:
من زیاد با نظر شما موافق نیستم. چون از مجموع اشعارش این مفهوم بر می آید که قدر هر لحظه زندگیت را بدان، از هر لحظه برای خوشی استفاده کن و غم دنیا را به خود راه نده، همچنین به خودت غره مشو که همین خاک و کوزه و … از تو بهترانی بودند که مغلوب چرخ فلک گشته اند.
در کل چند حس را تلقین می کند: ۱/ بی خیالی و حرس دنیا را نخوردن ۲/ مشکوک بودن به تمام چیزهایی که یقین داشته ای ۳/ مغرور نشدن