گنجور

رباعی شمارهٔ ۷

 
خیام
خیام » رباعیات
 

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ری‌را

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mariam نوشته:

It is not “shir” aram gureft, but “roubah”. I’ve read it in original version of kHayam, gathered by mohammad ali forgoughi, 80 years ago.
Thanks

پاسخ: با تشکر از شما، در مصرع مورد اشاره «شیر» «روبه» شد.

علی رشوند نوشته:

این شعر خیام همیشه ورد زبانم هست خیام هنوز در نظر من محبویتر از همه شاعران ایران زمین است اویک متفکرشاعری است که انسان خدا و جهان و زندگی را خوب تفسیر می کند
بی وفایی دنیا و دل نبستن به دنیا یکی از ویزگیهای شعر اوست قصر جمشید با آن همه عظمت جایکاه روبهان شده است دنیارا می بینی
بهرام گورخر شکارکن گوشه گور افتاده است

جبار سیاهپوش نوشته:

آن بیت مقدسی که اسلام گرفت
افزون ز هزار در وی آرام گرفت
اسلام که فاتح فلسطین ها بود
دیدی که چسان یهود از اسلام گرفت

فرهاد نوشته:

احسنت بر یهود که از اسلام گرفت :)

ابوالفضل نوشته:

آهو بچه کرد یعنی اینکه آهو بچه در قصر خود پرورش داد .

اسیر نوشته:

گذشت روزگار بی وفایی ایام یک خصلت این دنیای دون فطرت است هیچ کس دراین دنیا پاینده نیست دل کندن از این دنیا و نه گفتن به خواهشات نفسانی یک از فضایل انسانی کسانی که باهزاران تذویر وریا جمشید گونه قصرها بنیاد نهاده اند دیگر از قصر آنها خبری نیست کسانی که ریختن خون هزاران انسان به مکنت رسیدند دیگر از آنها اثری نیست.
ای انسان نیکویی کن که جز نام نیکو در این دنیا دیگر چیزی ماندنی نیست وبرای آسایش چند روزه معقول نیست که این همه بدی نمائیم.

هومن نوشته:

مرگ سرنوشت همه ما خواهد بود. پس به قصرهای جمشید گونه غره نشو و طی طریق حقیقت را بکن

ف-ش نوشته:

در یسیاری از رباعیات خیام به نا پایداری زندگی در دنیا اشاره شده و خواسته ازاین موضوع کاملا پرده برداری کند.
میپرسیم چه اصراری هست که ناپایداری جهان در نظرمان باشید آیا این فکر زندگی مارا تلخ نمیکند؟در حالیکه خیام شادی و شیرینی را در زندگی توصیه میکند ما میبینیم گاه شده کسی از عاقبت زندگی مر گ حرفی میزند و دیگری میگوید ول کن اینها را نگو بگذار خوش باشیم !
پیداست آنگونه شادی و خوشی مورد توجه خیام است که غفلت و نادانی در آن نیست بلکه از روی دانائی و آگاهی پیدا میشود واین نشانگرهمان شادی با شکوهی است که فطرت انسان در خور رسیدن به آنست و عرفا به وجود آن پی برده اند
میدانیم شادی دو جور است یکی را وجد و صفا میتوان نامید وشکلی دیگری از آن عیاشی و خود فریبی است که بعدا غم وخماری بیشتری به دنبال می آورد در این شکل شادی غفلت و بیخردی وجود دارد
کسانی از اهل معرفت گفته اند که آن حالت و عملی بی نقص است که با توجه به ناپایداری حیات صورت گرفته باشد
واین درست مینماید زیرا زندگی و مرگ لازم وملزومتد و در معادله ویا فرمول زندگی اگر یک ضریب اساسی در نظر نباشد خللی بر اساس آن وارد میشود
یک نتیجه اینکه شادی و خوشی مورد نظر خیام از روی واقع بینی و خردمندیست از روی نادانی و خودفریبی نیست.

علی نهیل نوشته:

آرایه ئ تلمیح در بیت اول و دوم اشاره به پادشاهان ایرانی در عهد ساسانیان.
گور در بیت دوم دارای صنعت جناس تام می باشد.
عده ای گور دوم را دارای ایهام میان گور خر و قبر نیز می دانند که این غلط محض است. چون منظور شاعر مشخصا جز گور به معنای قبر نمی باشد.
*دوستان عزیز، در مصراع دوم از بیت اول کلمه ئ روباه یا شیر مطرح نیست، بلکه منظور (رو به) به معنای (به طرف) می باشد و منظور آن جانور یعنی روباه نیست.

کمک به گسترش دامنهٔ داده های بزرگترین سایت شعر فارسی