گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

جمال الدین منبری » تک آهنگ های جمال الدین منبری » سوئیت خیام (قسمت دوم)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمود نوشته:

این رباعی بسیار پر مایه و ظریف است
منظور خیام بر وضعیت اجرام فلکی از جمله محوریت خورشید و چرخش زمین به دور آن است این در حالیست که قران صراحتا از حرکت خورشید سخن میگوید. همان حرکتی که مردم هر روز به چشم خود میدیدند ! از مشرق به مغرب.و از نظر خیام این اختلاف مایه تردید و شک خردمندان به قرآن است.در بیت دوم نیز ضمن به تقابل کشیدن خرد که مایه ایرانی دارد با تدبیر که مایه اسلامی قرآنی دارد پیروان مکتب اسلامی را سر گردان دانسته و خواننده را به خرد دعوت میکند.

محمدش نوشته:

از نظر اخترشناسی خورشید هم حرکات خود را دارد. اما در هر صورت خیام هیئت بطلمیوسی را (زمین مرکز جهان است) رد نکرده است
در فلسفه یونانی و اسلامی هر جرم آسمانی در فلکی می چرخد و یک عقل (موجود ملکوتی) آن را می گرداند. این عقل های دهگانه واسطه ای فرض می شوند که خدا از طریق آنها بر زمین تاثیر می گذارد
طعنه جالب خیام این است که اجرام و افلاک که مدبرند، خود سرگردانند

جواد صراف منش نوشته:

میان تدبیر و خرد تفاوتی هست:
مُراد خیّام ازتدبیر،اندیشه ای است که از عقل جُزیی نشات می گیرد ،عقلی که اداره کنندۀ
زندگی این جهانی و آلوده به مَطامع نفسانی
است.
پس مدبّر کسی است که فکر خود را در جهت
حلُ و گشودن مسایل مادّی و مشکلات دنیوی
به کار می گیرد.
امّاخــــــرد که حاصل عقل کلّی است نیازمند
ادراکاتی فرای محسوســات و تعیّنات است،
ادراکاتی چون کشف وشهود،تعمّق وتوجّه به
درون.
بنابراین خیّام توصیه می کند:
” از صورت به معنی بیایید”
هشدار می دهدکه مبادا به جای درون نگری
و خود شناسی فقط به امور سطحی دنیـوی
توجّه کنیدکه سرگردان وپریشان خواهید شد.

جواد صراف منش نوشته:

امّادر مورد اجرام باید گفت:
اولاهیأت بطلمیوسی مورد تأییدخیــام
وحکمای دیگرحتّی ابن سینــابوده زیرا
این تفــــــکّرقرن هاپس ازحیات ایشان
همچنان برجهان حاکم بوده ااست.
ثانیاهنوزهم باوجود تغییرنگرش نسبت
به وضعیّت زمین و خورشید و چگونگی
حرکت آنهامردم تصوّرمی کنندخورشید
ازشـــرق زمین طلوع و درغرب آن افول
می کند.این نشان می دهدکه انسان
بیشتر به ظاهرامور توجّه دارد.
بنابراین قران برای تفهیم مردم،باتوجّـه
به باورعامّه حتّی علما وحکما،ازحرکت
خورشــید سخن گفته است. وگرنه آیا
خداوندکه خالق همۀ عالم است ازاین
مطلب غافل بوده است؟! آیاخــــالق از
مخلوق خود بیخبراست؟
نه تنهااجرام،بلکه آسمانها وکهکشانها
وکلّ عالم اسباب تردّدخردمنـدان است
لیکن انسان خردمند و فــــرزانه هرگزبه
اسباب توجّــــه ندارد،بلکه نظرش فقط
بسوی مُسبّب است،آفریدگار هستی

محمود نوشته:

یکی از برجسته‌ترین کارهای خیام را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶-۵۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی بدین منظور مدار گردش کره زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه نمود.
مرجع سایت ویکی پدیا

ehsan نوشته:

اجرام منظور چیزهای ساخته شده توسط بشر می باشد
از قبیل اهرام مصر
نگاه کردن به اثار گذشتگان
و در نهایت درک این مطلب که انسان فانی است

محسن نوشته:

واقعا از تفسیرات بعضی از دوستان شگفت زده شدم. خیام هیچ سخنی از قرآن و یا خدا در این رباعی نکرده و دوستان تا جاییکه جا داشته ربطش دادن به این دو مورد. در عجبم که اگر واقعا خیام به این موارد اشاره مستقیم کرده بود؛ دوستان چه مینوشتند!

بردیا داراب نوشته:

هر چه درباره معنی” تردد ” جستجو کردم نتوانستم آترا با” تردد خردمندان ” در رباعی خیام مربوط کنم ، در هرحال از توضحات آقای محمود در مورد عقاید بطلمیوسی در باره کاینات و اجرام سماوی و همچنین از آقای صراف منش در مورد اختلاف عقل کل و عقل جزء و خرد و تدبیر و تشریح آن بسیار متشکرم .
با توجه به مطالعه که در رباعیات خیام و معانی آنها انجام داده ام ، به نظرم می آید که معنی این رباعی پیچده تر از آنست که صرفا” آنرا با دید مادیون و یا الهیون تعبیر و تفسیر نماییم .

بردیا داراب نوشته:

اضافه میکنم که شاید منظور خیام در این رباعی نظیر بسیاری دیگر از رباعیات اش این است که کشف بشر از کاینات و اجرام سماوی ، هنوز به نتیجه و انجامی نرسیده است که قطعیتی پیدا نکرده است .

احسان میرزائی تشنیزی نوشته:

اجرام که ساکنان این ایوان اند
اسباب تردد خردمندان اند
هان، تا سر رشته ی خرد گُم نکنی،
آنان که مُدبر اند سرگردانند.
.
.
اول باید یه سری توضیحات درباره بعضی لغات بدم که درست برداشت بشه.

اجرام : جمع جِرم هست که هر شیئ ای معنا میده که میتونه معنای بی خاصیت هم بده ، بهر حال شعر هست و بازی با کلمات و معانی عمیق و کنایه ها همه باید مد نظر باشه.

خرد : درکی است از واقعیت به کمک عقل و رسیدن به علم در حالی که هادی و راهنماش اخلاقه و حالا مسئولیت رو می پذیره. (تعریف استاد هلاکوئی)
خردمند : کسی است که پنج خصوصیت رو داشته باشه : علم ، عقل ، واقعیت ، اخلاق ، مسئولیت
(توضیح عمومی : عقل نیرویی است که از طریق اون میشه واقعیت رو به علم رسوند و در صورتی که اخلاق و مسئولیت کنارش باشه ، میشه فردی که دارای صفت خردمندی هست.) -دکتر هلاکوئی-

معنای لغوی مُدبر : پیش اندیشیده ، از پیش طراحی شده ، هدایت شده ، ساختگی ، تهیه شده ، کسی که به ترتیب اهمیت میدهد ، کسی که کارها را انجام میدهد. (المعجم)

معنای لغوی مدبر : تدبیر کننده ، صاحب تدبیر. (معین)

معنای لغوی تدبیر :
لغتنامه دهخدا : اندیشه کردن در عاقبت کار ، پایان کار نگریستن ، در پس کاری در آمدن.
معین : به پایان کار اندیشیدن ، اندیشیدن ، مشورت کردن ، پایان بینی.

توضیح :
بعد از این توضیحات فکر نمیکنم فهمیدن این بیت شعر چندان سخت باشه.
میشه گفت اجرام که همون هر چیز یا شیئ میتونه باشه ، به نظر میاد اینجا به معنیه اشخاص بی خاصیته که ساکنان این ایوان یا همون حیاط یا همون دنیا هم به نظر تعبیر میشه ، اسباب یا همون وسیله ، تردد هم گذشتن و حرکت و راه رفتن و اینها معنی میشه که در بطن همه اینها دیده شدن مُستَترِه ، که اون اشخاص بی خاصیت سبب دیده شدنه خردمندان هستند تا سر رشته ی خِرد گُم نکنی ، اینجای شعر هم که خیلی واضحه ، و الان میرسیم به مصرع آخر که به نظر میاد که میخواد به همه بگه که اون کسی که قبل از هر کاری فکر میکنه یا اندیشه میکنه و عاقبت کارو میبینه ، کاملا به اوضاع مسلط نیست و سرگردانه ، نمونه همون شخصی که میگن اگه کسی رو پیدا کردی که خیلی به کارش مطمئن بود ، یا یقین داشت باید به کارش و به علمش شک کنی ، که در پس هر علمی یه شک و تردیدی خوابیده یا همون تعبیره مستتر بودن در جریانه.
الان به گفته ی این شعر میفهمیم که آدمهای خردمند به کارشون یقین ندارند.

این برداشتی بود که من از شعر داشتم ، گفتم در اختیار شما بگذارم ، هر انتقادی شنیده میشه.

ATA نوشته:

اجرام اسمانی باعث تامل و تردید(در خرافات و اعتقادات) خردگراها هستند. مراقب باش اسیر خرافه گرایی ها نشی زیراکه این اجرام( به کنایه مدبر) خودشان سرگردان و بی اختیار هستند. .چون در خرافات حوادث رو به اجرام و صورت های فلکی نسبت میدهند و بر اساس اون پیشگویی میکند خیام میخواد بگه که این اجرام خودشون سرگردان هستند و از خود اختیاری ندارند تا اینکه بر زندگی ما اثر بگذارند. این رباعی رو در کنار رباعی دیگه که میگه: بر گردش خویش اگر مرا دست بدی خود را برهاندمی ز سرگردانی.

ATA نوشته:

در حال حاضر اون نوع خرافه گرایی کمرنگ شده ولی نوع جدیدش رو به اسم قانون جاذبه و راز به خورد مردم دارند که انسان میتونه کاعنات رو بخدمت بگیره .

آرمان نوشته:

به نظر من با توجه به جهان بینی خیام این شعر به این صورت می باشد:
اجرام آسمانی که در جهان وجود دارند
از نظر خردمندان وسیله ای برای آمدن و رفتن (چرخه زندگی) هستند.(از نظر خردمندان علت به وجود آمدن حیات عوامل طبیعی می باشد)
هان تا سرچشمه خرد گم نکنی (طعنه به عقل بشری چه مذهبی و چه علمی و غیر مذهبی)
انانی که مدبر هستند و برای مردم عادی تئوری می دهند (چه مذهبی و چه علمی) خودشان نیز حیران و سرگردان هستند.

آرمان نوشته:

در ادامه توضیحاتم باید اصافه کنم؛
اولا خیام در بیت:
اجرام که ساکنان این ایوان اند / اسباب تردد خردمندان اند
به نحوی با استفاده از مفهوم زیرمجموعه به پیچیدگی این جهان اشاره کرده است؛ اجرام آسمانی از طرفی خود جزئی از جهان هستی می باشند و از طرف دیگر وسیله به وجود آمدن حیات (آمدن و رفتن) هستند.
دوما خیام در بیت:
هان تا سرچشمه خرد گم نکنی/ کانان که مدبرند سرگردانند
با توجه به توضیحات بیت اول به این حقیقت اشاره کرده که انسان چون خود زیر مجموعه ای از جهان هستی می باشد و سیستم تفکر او در چرخه حیات تکامل پیدا کرده است هرگز قادر نخواهد بود به شناختی کامل از جهان هستی دست یابد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام