گنجور

رباعی شمارهٔ ۵۴

 
خیام
خیام » رباعیات
 

آنانکه محیط فضل و آداب شدند

در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون

گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

هو
بعضی به این رباعی اشکال وارد کرده اند که اینطور نیست که اهل فضل فسانه گفته باشند
البته منطقی است که اهل فضل بردیگران فضیلت دارند اما” ره زین شب تاریک نبردند برون” هم درست است چه گفته شده حقیقت یا عشق در سکوت و در پس همه دانسته های ذهنی وعقلی متجلی میشود (اهل فضل با این دانسته ها سروکاردارند ) بقول مولوی
چون فلم بر شرح این حالت رسید
هم قلم بشکست و هم کاغذ درید
نظیر این معنی در آثار عرفانی بسیار آمده معلومست که با لمس حقیقت واز تجربه گفته اند

فرهاد نوشته:

خیام دانشمند است و شاعر. تعجبی ندارد که تصورات خشکمغزان را با توانایی بی بدیلش در شعر و آنهم تنها با چند کلمه اسیر تفکر برتر خود نماید و طنز خورد کننده ای را هم چاشنی آن :) بنگرید که چگونه در بیت اول کلمات عربی و تعابیر عرفانی مانند محیط، آداب، فضل، کمال، جمع، شمع، و اصحاب، که ظاهرن دارای بار معنایی سنگینی هستند را پشت سر هم ردیف میکند، و در بیت دوم تنها با کلمات فارسی، به سادگی و به روانی همه آن حباب معنوی و عرفانی بالا را یکسره میشوید (آنها که اینهمه ادعای معنویت دارند رازی را کشف نکردند، افسانه هایی سر هم کردند و خود از میان رفتند).
به نظر من این یکی از زیباترین شعر های خیام است. درود :)

فرهاد نوشته:

ناشناس، اگر درست بنگری و پرده تعصب را کنار بزنی میبینی که خیام نه تنها عارف نیست بکله آنها را در این رباعی به سخره گرفته است! بیت اول دقیقن عارفان را هدف میگیرد (آنان که در جمع کمال شمع اصحاب شدند) و در بیت دوم میگوید که چکاره هستند.
این نظر خیام است، شما اگر دوست ندارید، تفسیر به رای نکنی.)

سید عبدالنبی نوشته:

با درود
از زیبا ترین اشعار خیام و اندیشه های انسان است؛
مانند این شعر حافظ که میفرمایند:
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
بدرود

علی نوشته:

درود بر فرهاد عزیز،
بسیار زیبا معنا کردی.

مروری بر سایر اشعار خیام می تواند تاییدی بر تفسیر فرهاد باشد.

آمیس نوشته:

سلام؛ لطفاً خطاب به همدیگه چیزی نگیم تا هر کسی بتونه نظر خودش رو با آزادی کامل فکری بیان کنه همونطوری که حضری مولوی رحمت اله علیه فرموده : “هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من”
من هم نظر و برداشت خودم رو از رباعیات حکیم عمر خیام که از نظر من خیلی قابل احترام و دانشمند بزرگیه می نویسم و معتقدم اگر سخنان این بزرگان (شعرا و دانشمندان نامی) خدایی نبود بعد از این همه قرن باقی نمی موند و تا حالا از بین رفته بود و به دست ما نمی رسید.
به نظر من این بیت این معنی رو می رسونه که همه آدمها حتی آدمهای صاحب فضل و کمال و دانشمندانی که بهترین، بالاترین و سرامد دوران خودشون بودند با آنهمه دانایی و توانایی درگذشتند و نتوانستند از دام مرگ فرار کنند و حالا فقط داستان و حکایتی از اونها باقی مونده . در احادیث هم داریم که هر دردی چاره و درمان داره الا مرگ.

man نوشته:

درین رباعی القاب ادبا و فضلا را به اصطلاح خودشان می‌گوید:
آنان که «محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند»
به زبان خودش القاب و ادعای آنها را خراب می‌کند:
ره زین شب تاریک نبردند به روز
گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند!

خلیل فتحی نوشته:

با سلام
شعر اصلی از دیدگاه بنده:

آنانکه محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند به روز
خواندند فسانه‌ای و در خواب شدند

در بیت دوم همیشه پایان شب به روز است و آوردن کلمه “برون” بدلیل اینکه این کلمه پایان شدن را می رساند درست نبوده و این کار همیشگی بشر است است که از اسرار الهی آگاه نبوده ونخواهد بود و بایستی تکرار پذیری این امر همیشه نمایان باشد. بنابراین اگر تامل و فکر خود را در این امر به “شب” تفسیر کنیم همانا پی نبردن به این اسرار تا پایان عمر و پدیدار شدن “روز” با اتمام زندگی ما و پرده برداشتن از این اسرار در عالم دیگر پایان می یابد. و در این جهان همیشه “شب” است.
در مصراع دوم این بیت نیز کلمه “گویند” یک امر تازه ای بشمار می آید. این در حالی است که فسانه همیشه خوانده می شود نه گفته می شود. چون قبلا خوانده شده اند و سینه به سینه به ما رسیده است. و این همان عدم درک ما از اسرار الهی است.
موفق باشید

مزدک نوشته:

من نظر شخصی خودمو می نویسم البته تعصبی نسبت بهش ندارم و ممکنه اشتباه باشه.
در بیت اول میگه آنان که محیط فضل و آداب شدند ، به نظرم یعنی آنان که دور یا اطراف فضل بودند و به درون آن راه نیافتند . در جمع کمال شمع اصحاب شدند . یعنی در جمع افراد با کمال فقط توانستند در محیط پیرامون آنها شمعی را برای آنها روشن نگاه دارند. در بیت دوم میگه که اینگونه افراد چون خودشون اهل فضل نبودند و فقط ادعاشو داشتن راه به جایی نبردند و با اینکه تلاش مختصری کردند نابود شدند و نامی هم ازشون باقی نموند.
لطفا نظرتون رو چه خوب و چه بد حتما بنویسید. ممنون

آریایی نوشته:

به نظر من در این رباعی خیام به صراحت به جنگ صوفیان و زاهدان رفته و در بیت اول هم با کلامی کاملا مدبرانه کلمات قلنبه سلنبه ی عربی رو که صوفیان استفاده می کردند رو با کنایه ای عمیق بهشون پس میده و د بیت دوم که میگه ره زین شب تاریک نبردند به… کاملا به وضح خط بطلانی بر تمام عقاید و حرفاشون زده و افسانه خونده .من واقعا تعجب میکنم از بعضی از این دوستان که چنین برداشت های اشتباهی از چنین رباعی واضحی میکنن با تشکر

فرهاد نوشته:

نظر آقای خلیل فتحی درست است: (ره زین شب تاریک نبردند به “روز”) درست میباشد.

سارا نوشته:

دریافت شخصی من از این شعر به دو صورت است.اول: خیام در این شعر به فانی بودن انسان و این که هیچ کس(حتی فاضل و ادیب) از این قاعده مستثنی نیست اشاره کرده.
دوم : ناتوانی انسان در کشف واقعیت .( این ناتوانی در همه وجود دارد حتی در انسان هایی که به فضل و ادب احاطه دارند )

مراقبی نوشته:

با درود
پیرامون این رباعی، و بطور کلی رباعیات خیام، به این نکته توجه کنیم که خیام در سده ای می زیست که سلجوقیان متعصب و دشمن هر دگراندیشی، عرصه را بر خردمندان تنگ کرده بودند. فلسفه نیز از دیرباز مورد نفرت و دشمنی متصوفه و زاهدان و.. .بود یکسونگران تنها خود را عالم و فاضل می داستند و کسانی چون خیام را دهری! ارج بنهیم خیام را، به ویژه در این رباعی که یکسونگران را چنین به سخره می گیرد و بزرگداشت او را در۲۸ اردیبهشت

سید حسین نوشته:

میگه ره زین شب تاریک نبردند به روز
نه برون لطفا دقت کنیده

ندا نوشته:

در این بیت خیام ویژگی افرادی را ذکر میکند که به گفته خودش (( اقیانوس فضل و آداب )) هستند .
این افراد خوب کسی جز زاهدان و شیخان نمیتوانند باشند . چرا که کسی جز آنها نمیتواند چنین ویژگی یا بهتر بگم چنین کنایه ای برازنده اش باشد . بارها و بارها قرینه های این مفهوم در ابیات خیام آمده .
بعد خیام میگه این افراد ((افسانه گفتند و مردند )) .
یعنی اینکه شیخان و زاهدان نه تنها نتوانستند به حقیقتی دست پیدا کنند بلکه آنچه که گفتند هم همگی خطا و دروغ و افسانه بوده است . از همین قرینه افسانه بودن گفته ها میفهمیم خیام اصطلاح ((محیط یا اقیانوس فضل و آداب )) را با کنایه به افراد مدنظرش گفته و آنها را به نوعی دروغگو و شیاد خطاب کرده .

ویرایش جدید ساغر